محمد نعيم
16
شرح مثنوى ( فارسى )
نگاه دارند و گويند كه جميع اين مال براى كار دين است ؛ پس اين قسم رعايت اسباب از حرص نفس و شره آن نفس است . [ 991 ] جهدْ حق است و دوا حق است و درد * منكر اندر نفىِ جهدش جهد كرد جهد كه عبارت از رعايت « 1 » اسباب است ، ثابت و حق است ؛ چنانچه درد حق و است ، دوا كردن آن درد حق است كه دوا رعايت اسباب است / A 6 / رعايت اسباب حق است . « مات رسول اللّه و قدر دوائه يغلى » 12 يعنى « وفات يافت پيغمبر خدا و حال آنكه ديگ دواى آن پيغمبر جوش مىدادند . » پس دوا كردن « 2 » هم حق است ، و منكر جهد و مثبت توكّل در نفى جهد و رفع آن جهد نيز جهدى بليغ نموده است كه دلايل را « 3 » بر نفى جهد اثبات فرموده است . پس در انكار جهد او عين اثبات جهد شده است . مكر كردن خرگوش با شير « 4 » [ 1061 ] لفظها و نامها چون دامهاست * لفظِ شيرين ريگِ آبِ عمر ماست يعنى : لفظهاى « 5 » شيرين مردم اهل دنيا و آوازهء اسم و نامهاى مردم اهل تزوير ، دامهاى راهروان است كه بدان دام مكر و تزوير راهرونده از راه بازمانده ، اوقات خود را در پى آن اهل تزوير كه از « 6 » آوازهء اسم و رسم آنها عوام الناس در قيد و زنجيرند ، ضايع مىگرداند و حال آنكه نيستند آن اهل ريا و تزوير مگر ريگ خشك كه ديگران را بكشند و از ايشان هيچكس بهره نبرد . [ 1081 ] بر هوا تأويلِ قرآن مىكنى * پست و كژ شد از تو معنىّ سنى جبرى بر موافق نفس و خواهش و هوا قرآن تأويل مىكند و آن معنى كه راست
--> ( 1 ) . ش : - رعايت . ( 2 ) . س : - كردن . ( 3 ) . ش : - را . ( 4 ) . ش : + بسز بردن . ( 5 ) . ش : لفظ . ( 6 ) . س : - از .