محمد نعيم
مقدمهء مصحح 38
شرح مثنوى ( فارسى )
در ارشاد و هدايت سالكان را دارند ، فرمود : « مولانا شمس الدين به مثابت آفتاب است و شيخ صلاح الدين در مرتبهء ماه است و چلبى حسام الدين ميانشان ستارهاى است روشن و رهنماست . همانا بيشتر برّيان و بحريان راه را با ستاره مىيابند و مستغنى مىشوند . » « 1 » مصاحبت و مؤانست اين دو كه همراه با افادهء مستمرّ اقيانوس بىكرانهء مولانا و استفادهء پياپى جان تشنهء چلبى بود ، ده سال به طول انجاميد . در آن فرخنده ايّام بود كه مثنوى - اين شاهكار جاويد معرفتى - آفريده شد . تا آن هنگام ، سالكان طريقت و مريدان مولانا ، بيشتر از الهىنامهء سنايى ( - حديقه ) و منطق الطير عطّار بهره مىبردند . ازاينرو حسام الدين از محضر مولانا خواست تا بر همان سبك و سياق و ساختار ، مبانى و اصول عرفان نظرى و سير و سلوك الى اللّه را به نظم درآورد تا درسنامهاى باشد براى مريدان و جويندگان حقيقت و پويندگان طريقت ؛ و او فىالفور برگهاى از دستار درآورد كه حاوى هيجده بيت نخست مثنوى بود . ابياتى كه بعدها به « نىنامه » اشتهار يافت و شرحها بر آن نوشته شد و مشتمل بر لبّ لباب معارف مثنوى است . عشق و علاقهء مولانا به چلبى و جذبه و كشش معنوى او باعث شد تا طوطى جان مولانا به ترنّم درآيد و نواى آسمانى را در گوش جان چلبى زمزمه كند . در طىّ ده سال ، حسام الدين شبها به حضور مولانا مىشتافت و تا بامداد ابياتى را كه از چشمهء زلال درون او مىجوشيد ، مىنوشت و آنگاه با آواز خوش مىخواند . پس از پايان دفتر اوّل ، همسر چلبى درگذشت و در اثر تألّم وى دو سال نظم مثنوى به تأخير افتاد . مدّتى اين مثنوى تأخير شد * مدّتى بايد كه تا خون شير شد از سال 622 ه . ق نظم دفتر دوم آغاز شد و خورشيد آسمان معرفت تابيدن گرفت و درهاى افاده و رحمت گشوده شد :
--> ( 1 ) . مناقب العارفين ، ج 2 ، ص 1031 .