محمد نعيم

مقدمهء مصحح 36

شرح مثنوى ( فارسى )

است . چه در بيشتر غزلهايش با نام شمس تبريزى تخلّص كرده است . زيرا او خود ، اشعارش را از الهامات شمس تبريزى و متأثّر از عشق به آن خورشيد معارف مىداند . اين ديوان ، حاوى غزلياتى است كه مولانا به نام مريدان خود ، چون : صلاح الدين و حسام الدين چلبى و از همه بيشتر با ياد معشوق خود شمس تبريزى سروده است . براساس نسخهء چاپى كه به كوشش مرحوم فروزانفر با استناد به ده نسخهء خطّى منتشر شده ، غزليات وى شامل 3229 غزل است . امّا بسيارى از غزل‌هايى كه در لابه‌لاى نسخه‌هاى خطّى و چاپى درج شده و منسوب بدوست ، از آن او نيست ، بلكه حاصل طبع شعرايى چون : جمال الدين اصفهانى ، شمس طبسى ، انورى ، سلطان ولد و ديگران است . 2 . رباعيات : متأسّفانه برخى از رباعيات شاعران ديگر نيز به رباعيات مولانا آميخته و آنچه در حال حاضر در اختيار است ، به‌طور قطع همگى از آن او نيست . اين رباعيات براى نخستين بار توسّط ولد چلبى با نام رباعيات حضرت مولانا در چاپخانهء اختر اسلامبول به سال 1312 ه . ق در قالب 1659 رباعى منتشر شد . 3 . مثنوى : « مثنوى » در اصطلاح به شعرى گفته مىشود كه هر دو مصراع آن يك قافيه داشته و كلّ آن بر يك وزن باشد . از آنجا كه در ميان تمامى مثنوىهاى زبان فارسى ، مثنوى مولانا در اوج قرار دارد ، عنوان مثنوى را به خود اختصاص داده و چون به درخواست حسام الدين سروده شده ، گاه مولانا خود از آن به حسامىنامه ياد كرده است . برخى نيز به اشتباه با استناد به اين بيت : مثنوى كه صيقلِ ارواح بود * بازگشتش روزِ استفتاح بود گمان كرده‌اند نام مثنوى « صيقل الارواح » است . غافل از اينكه « صيقل ارواح » در بيت ياد شود ، صفت مثنوى است نه نام آن ؛ و توصيف آن به معنوى نيز اشاره به درون‌مايهء متعالى آن دارد . مثنوى در بحر رمل مسدّس محذوف و مقصور است ، چنان كه خود مىفرمايد :