محمد نعيم

مقدمهء مصحح 16

شرح مثنوى ( فارسى )

بيان آنكه كشتن خليل - عليه السلام - [ خروس را اشارت به قمع و قهر كدام صفت بود ] 273 تفسير ( أَسْفَلَ سافِلِينَ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا ) 274 در تفسير قول [ مصطفى ] - عليه السلام - : « لا بدّ من قرين [ يدفن معك ] » 278 در بيان آنكه مرد بدكار چون متمكّن شود [ در بدكارى ، شيطان شود ] 279 مناجات 281 پرسيدن پادشاه از آن مدّعى نبوّت 281 مريدى درآمد به خدمت شيخ 282 در بيان آنكه عطاى حق سبحانه [ موقوف قابليت نيست ] 284 فرستادن عزرائيل ( ع ) [ ملك العزم و الحزم را به برگفتن حفنه‌اى خاك تا شود جسم آدم چالاك ] 285 فى ما يرجى من رحمة اللّه 285 خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ 287 حواله كردن پادشاه قبول توبهء نمّامان و حجره‌گشايان [ و سزا دادن ايشان به اياز ] 290 در حكايت صوفى و قاضى 291 فرمودن پادشاه اياز را كه اختيار كن از [ عفو و مكافات ] 292 تعجيل فرمودن پادشاه اياز را كه زود اين حكم را به فيصل رسان 292 در بيان كسى كه سخن گويد كه [ حال او ] مناسب آن سخن نباشد 293 مثل آوردن اشتر در بيان آنكه [ در ] مخبر دولتى كه فرّ و اثر آن چون نبينى [ جاى متّهم داشتن باشد كه او مقلّدست در آن ] 295 جواب گفتن آن روباه 296 آمدن شيخ بعد چندين سال از بيابان به شهر 297 رفتن اين شيخ در خانهء اميرى بهر كديه هر روز چهار مرتبه به اشارت غيبى 297 دعوت كردن مسلمان مغ [ را ] و جواب گفتن مغ او را 299 جواب مؤمن سنّى كافر جبرى را در اثبات اختيار بنده 299 حكايت آن درويش [ كه ] در هرى [ غلامان آراستهء عميد خراسان را ديد ] 305 پرسيدن پادشاه قاصد اياز را كه چندين غم و شادى با چارق [ مىگويى ] 305