محمد نعيم
مقدمهء مصحح 11
شرح مثنوى ( فارسى )
پرسيدن حضرت موسى - عليه السلام - [ از حقّ تعالى سرّ غلبهء ظالمان ] 113 ترك گفتن آن ناصح بعد از متابعت پندآموز را 115 بقيّهء قصّهء بايزيد و آن شيخى كه گفت : كعبه منم 116 دانستن پيغمبر - عليه السلام - كه سبب رنجورى آن شخص ، مشورت است 117 بار دويم در سخن [ كشيدن ] آن سائل آن بزرگ را تا حقيقت [ حال او معلومتر گردد ] 118 مثال در بيان معنى « نؤمن بالقدر خيره و شرّه » 120 وصيّت كردن پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - بيمار را 121 فوت شدن دزد 122 جواب گفتن ابليس معاويه را 123 انديشيدن يكى از اصحاب به انكار 123 امتحان هر چيزى تا ظاهر شود هر خيرى و شرّى [ كه در وى است ] 123 شرح فايدهء حكايت آن شخص اشتر جوينده 125 حكايت هندو كه با يار خود جنگ مىكرد بر كارى و خود خبر نداشت كه او هم بدان مبتلاست 125 شكايت كردن پيرى با طبيب از رنجهاى خود 128 آغاز منوّر شدن حواسّ عارف 128 كرامات آن درويش [ كه در كشتى متّهمش كردند ] 130 بيان آن دعوى كه عين آن دعوى [ گواه صدق خويش ] است 133 قصّهء برخاستن منازعت از ميان انصار به بركت رسول عليه السلام 133 قصّهء بط بچگان كه مرغ خانگى پروردشان 134 عذر گفتن فقير با شيخ 135 دفتر سيوم 137 در بيان آنكه [ اللّه ] گفتن نيازمند ، عين لبّيك گفتن حق است 139 حكايت آن مرد روستايى 140 قصّهء اهل ضروان و حيله كردن ايشان 142 رسيدن خواجه با قوم خود [ به ديه ] 142