محمد رضا لاهورى

48

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى )

اعتراض مريدان در خلوت وزير قوله : جمله گفتند اى وزير انكار نيست * گفتِ ما چون گفتن اغيار نيست در اين داستان ، اكثر ابيات اگرچه از زبان نصرانيان در مخاطبهء وزير ايراد يافته ، اما فى الحقيقة مبنى بر مناجات است . و اين مناجات را در اين مقام به واسطهء كتمان اسرار از نظر اغيار ، به زبان نصرانى فرموده‌اند . قوله : ما چو چنگيم و تو زخمه مىزنى * زارى از ما نى « 1 » ، تو زارى مىكنى يعنى ، حركت سايه از حركت شخص است و محبّ ، سايهء محبوب است . لاجرم اقوال و افعال او ، اقوال و افعال محبوب باشد . تنبيه است بر آنكه ، شيخ كامل كه خلع لباس وجود كرده و به قطع قيود بشريت موصوف شده باشد ، به مقتضاى : « بى يسمع و بى يبصر و بى ينطق و بى يبطش « 2 » » از راه قربت ، قول و فعل او را فعل و قول حق اعتقاد بايد كرد . و ابيات ديگر نيز مشعر بر همين معنى است . اما بدان كه ، ادب دو قسم است : حقيقى و مجازى . خواص را هم پاس ادب حقيقى بايد داشت و هم ادب مجازى . پس ادب عارف كامل نظر به باطن حقيقت ، آن است كه هيچ‌چيز را نسبت به واسطه نكند و واسطه در ميان نبندد و وسائط كه محل ظهور افعال و آثار و در حكم آلات‌اند ، نسبت به مظهر لا شىء شناسد . و هرچه از محل ظهور صادر شود به مظهر نسبت كند . و اين نسبت ، كمال ادب باشد در حقيقت . و ترك اين نسبت ، سوء ادب باطن . و نظر ظاهر شريعت ، ترك اين نسبت ، كمال مراعات ادب مجازى باشد . پس نظر به ظاهر امر ، ادب مجازى اولى و نظر به باطن ، ادب حقيقى . در اين صورت اگر مريد نگويد كه زارى ما زارى پير است و داند كه چنين ، بلكه بيند ، ظاهرا و اولى باشد از آنكه بگويد ؛ زيرا كه منشأ اظهار سكر باعث سكوت صحو باشد و صحو سالك از سكر اولىتر .

--> ( 1 ) در نسخهء ق : نه . ( 2 ) نك : تمهيدات ؛ ص 271 . اين حديث ، به قرب نوافل معروف است . ( لا يزال عبدى يتقرّب الى بالنوافل ، حتّى أحبّه فاذا أحببته كنت له سمعا و بصرا و يدا و لسانا بى يسمع و بى يبصر و بى ينطق و بى يبطش ) . « . . . به آن [ گوش ] مىشنود و به آن [ چشم ] مىبيند و به آن [ زبان ] مىگويد و به آن [ دست ] حمله مىبرد . »