محمد رضا لاهورى
مقدمه 12
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى )
قوله : پيش سبحان پس نگهداريد دل * [ تا نگرديد از گمانِ بد خجل ] از سبحان به اعتبار تنزيه ، ذات حقّ خواسته ؛ از قبيل اطلاق مصدر و ارادهء اسم مفعول ، يعنى ، ذات مقدّس و منزّه . » بايد يادآور شد كه شارح بزرگوار در برخى ابيات دقت خاصى مبذول داشته كه در ديگر شارحان كمتر مىتوان سراغ گرفت ؛ براى مثال در بيتى كه ان شاء ا . . . تعالى خواهد آمد ، به چند وجه بيت را شرح كرده كه يكى از وجوه آن كاملا نادر است و از هوش سرشار وى سرچشمه مىگيرد : « قوله : هركه جز ماهى ز آبش سير شد * وانكه بىروزيست ، روزش دير شد مرجع ضمير شين لفظ پاك است كه مراد از آن عشق يا غم عشق است . و اين سه بيت به حسب ربط ، با هم دست به گريبان آمده و صفت همان پاك ، بيان كنند . و اشاره مىفرمايند كه ، عشق بحرى است بىپايان ، هر عاشقى كه ماهى اين درياست ، لبتشنه بزيد و لبتشنه بميرد و روزش دير شد ؛ يعنى ، به غم و اندوه گذشت ، بنا بر قاعدهء مشهور كه گويند : هنگام شادى زود بگذرد و ايام غم دير بسر آيد . و معنى بيت ، قسم ديگر هم بيان مىشود . و ماهى پيوسته در آب است و از دريافت حقيقت آب در حجاب . چنانچه حضرت مولوى در جاى ديگر مىفرمايند : ماهى اندر آبِ جو و آبجو * مىزند بر گوش چشمش آبْجو پس ماهى كنايت باشد از شخص غافل كه از قرب حقّ بىخبر است . و حاصل معنى آنكه ، غير غافل هركه به قدر ، آگاهى داشت به كام دل رسيد . و آنكه بىروزيست ، بىرو بىمروّت را گويند . يعنى ، هر كاملى كه مروّت با نفس نگردد ، محكوم او نگرديد و به پيروى زندگانى كرد ، روزش دير پاييد ، يعنى عمر باقى و حيات جاويد يافت » . ه ) شارح براى جمعبندى سخن خود با كلماتى چون : ( يعنى ، اى ، حاصل كلام آنكه ، مىگويد كه ) شرح ابيات را آغاز كرده و به پايان رسانده است . البته اينگونه سبك و روش از ديرباز ، بهويژه در نزد شارحان ، حواشىنويسان و مفسران شبه قارهء هند رسمى معهود بوده است .