الفيض الكاشاني
95
سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )
تفصيل اين يادداشت را آوردم و در گزارش چگونگى دست يافتن بر دستنوشت اصلى مبناى اين پژوهش ، از اطناب تن نزدم ، تا هم لطف و محبّت اين فرهنگپرور ذوقمند را سپاس گفته باشم و هم براى خوانندگان و آيندگان حكايت كنم كه در اين جهان همه شور و همه شر ، هنوز هستند كسانى كه شيفتگى و شيدائى را ارج بنهند ، جامهء دينورزى و فرهيختگى را از ابتلاى « ناشناخت » و ناسنجيدگى قبا نكنند ، و بخاطر انبوهى و ستبرى روزمرّگيها از شنودن آوازهاى بىحرف و صوت باز نمانند . از اين گفتم اين بيتهاى بلند * كه تا « خواجه » گيرد ازين كار پند . . . براى ، عكس دستنوشت سراج السّالكين به مهرورزى آن نازنين به دست افتاد و اهتمام به نشر آن گوشهاى از عالم پراكندهكارى و پراكنده خاطرى مرا ويژهء خود ساخت . چندى گذشت ؛ تنى چند از دوستان و دانايان كه مىديدند نشر و طبع سراج ، بخاطر تزاحم اشتغالات پژوهنده و كاهلى و رنجورى او ، در عهدهء تعويق افتاده ، مرا از فراخ كردن دامنهء تعليق و توضيح بر حذر داشتند و اين ؟ ؟ قلم را متفقانه از تعليقهنويسى دراز دامنى كه كامهء نگارنده بود پرهيز دادند و اميد افزودند كه اگر بخت يارى كند و اين طبع سراج السّالكين مرغوب ارباب معرفت افتد ، در طبع و ويرايشى ديگر به گزارش مبسوط واژگان و ابيات دشوار و . . . دست يازم . پس بنده نيز اين سفارش خردمندانه را پذيرفت و اميد بست عامّهء خوانندگان و خواهندگان اين اختيار مثنوى همنظر آن ياران نيكدل باشند و رخصت دهند تا گزارش و گشايش بسيارى از نكتههاى ناگزارده و دقيقههاى ناگشوده ، به زمانى ديگر واگذارده آيد . در دستنوشت سراج السّالكين ( محفوظ در كتابخانهء مجلس ) خصائص و باريكيها و ريزگيهائى است كه در ديدهء تراثپژوهى خورند ملاحظه و عنايت مىنمايد . به عنوان مثال ، در مواردى كه در طبعها و نسخههاى معتبر مثنوى ، بايد واژه را به ريخت اماله شده خواند و آورد تا قافيه درست بيايد ، در سراج ، در كتابت هم همان ريخت اماله شده مراعات گرديده است . نمونه را ، در چاپى از مثنوى كه آقاى دكتر توفيق هاشم سبحانى - بر بنياد دستنوشت