الفيض الكاشاني

92

سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )

او بخشيده است . بارى ، يكى از كوششها و سويمنديهاى فيض در ساماندهى سراج السّالكين ، كوشش و سويمندى قرآنى است ؛ به گونه‌اى كه او مىكوشد ژرف‌بينانه و درون‌كاوانه لايه‌هاى قرآنى درتافته در گفتار جلال الدّين بلخى را از درياى موج‌خيز مثنوى فراز آورد و گوهرهاى مفسّرانهء مثنوى را پيش روى خواننده نهد . در بسيارى از مواردى كه فيض در « سرنويس » هاى هوشمندانه‌اش به رنگ تفسيرى و بن‌مايهء قرآنى سخن جلال الدّين توجّه مىدهد ، در سرنويس‌هاى خود مثنوى يا ابيات آن ، هيچ اشارهء روشنى به نسبت سخن با آيه‌اى كه فيض بدان توجّه مىدهد و تصريح مىكند ، نيست . به نظر مىرسد در ساماندهى سراج ، فيض ( ره ) خود ، به تناسب توالى و اتّصال و انفصال بخشهاى كتابش ، تصرّفات عمدى معدود و محدودى در برخى ابيات مثنوى اعمال كرده باشد . نمونه را ، در مثنوى آمده : گفت و اللّه عالم السّرّ الخفى * كآفريد از خاك آدم را صفى . . . اين بيت در سراج آغازگر بخش « فى شرف الإنسان و سرّه المكنون » قرار گرفته و گويا از اين رو بدين ريخت دستكارى شده : آن خداى عالم السّرّ الخفى * آفريد از خاك آدم را صفى تا مناسب آغاز بخش مورد فيض ( ره ) گردد . باز در مثنوى آمده : بعد از آن نوحه‌گرى آغاز كرد * كه فَخ و صيّاد لرزان شد ز دَرد كز تناقضهاى دل پشتم شكست * بر سرم جانا بيا مىمال دست . . . مرحوم فيض از بيت دوم به بعد را كه درون‌مايه‌هائى مناجات گونه داشته ، بر گرفته و زير سرنويس « فى المناجاة » گنجانيده ، وزين رو و به ناچار ، « كه » را از آغاز بيت فروانداخته و چنين در سراج آورده است : از تناقضهاى دل پشتم شكست . . .