الفيض الكاشاني

93

سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )

باز جاى ديگر در مثنوى در ضمن سخن آمده : « ليك استغفار هم در دست نيست / ذوق توبه نقل هر سرمست نيست / . . . » ؛ ولى فيض كه بخشى از گزيدهء خود را با همين بيت آغازيده و با بيتهاى پيشين كارى نداشته ، اين‌گونه در سراج ضبط كرده است : « ندم و استغفار هم در دست نيست . . . ( إلخ ) » . در مثنوى آمده : أسْتَعيذُ اللَّهَ مِن شَيْطانِهِ * قَدْ هَلَكْنا آه مِن طغيانه و چند بيت پيش از آن آمده بوده : همچو ابليسى كه مىگفت اى سلام * ربّ انْظِرنى إلى يَوْمِ القيام كاندرين زندانِ دنيا من خوشم * تا كه دشمن‌ْزادگان را مىكُشم مرحوم فيض ، بيت اخير را بر گرفته و پس از بيت « أستعيذ اللّه . . . ( الخ ) » قرار داده ، و چون بايد توالى منطقى حاصل مىشده ، « كاندرين » را به « گفت در » بدل كرده است : گفت : در زندان دنيا من خوشم . . . V - دربارهء اين پژوهش اتّفاق چنان افتاد كه در يكى از روزهاى برپائى دوازدهمين نمايشگاه بين المللى كتاب تهران ، من و حجّة الإسلام و المسلمين سيّد رضا تقوى ، نمايندهء مجلس شوراى اسلامى در آن زمان ، هر دو ميهمان غرفهء مركز نشر ميراث مكتوب باشيم . راقم اين سطور كه سياستش - راست مانند ديانتش - نحيف و بىرونق است ، در آن نشست ، نخست بار حجّة الإسلام تقوى را زيارت كرد و نرم‌نرم از سخنانى كه ميان او و ميزبان ردّ و بدل مىشد ، مرد را اهل درد و سنگ و فرهنگ يافت و از دلبستگى او به مواريث مكتوب و مخطوط اسلامى آگاه و محظوظ شد . به تناسب پايگاه ميهمان دولتمند ، سخن به گنجينهء مخطوطات و دستنوشتهاى محفوظ در كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى پيوسته شد و هر يك از حاضران به فراخور ذوق و پسند خويش از آنچه در حقّ كتابها و كتابخانه مأمول يا معمول بود ، سخن راند . صاحب اين قلم هم كه « چيزيش نيست ، ورنه خريدار هر شش است » 151 ، از آرزوى