الفيض الكاشاني
83
سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )
شد و دعا و ثنا را با ضعاف آن مقابل گردانيد . مطالبى كه نوشته بودند ، هر چند تأمّل كردم ، سكوت و اعراض از عرض آن را اوفق و اجرى يافتم چرا كه مىدانم اثرى بر آن مترتّب نمىشود . زمان زمان هدنه است و امثال اين احكام در هيچ قريهاى چنان كه بايد متمشى نمىتواند شد . با مردمان مدارا و از اوثق اخوان تقيّه بايد كرد . چنان كه در حديث وارد است . در شرع اطهر نيامده كه نصارى را از ريختن خمر و شرب آن منع كنند ، و آفت خلاف را به جلافت مدفوع ساخت ؛ بلكه به مدارا و تغافل و تحامل و تجاهل بايد گذرانيد . در اين شهر نمىتوانند در صدد دفع امثال اين منكرات درآيند تا به آنجاها چه رسد . درين ولا يكى از ياران ما را كه در كاشان مىباشد تكليف ارتكاب اين امور مىكنند و از وفور عقلى كه دارد قبول نمىكند . شما خود تلاش اين مهم مىكنيد ؟ ! نپنداريد كه آسان است . چندين منكر تا به فعل نياوريد ، دفع يك منكر نمىتوانيد نمود . منكر را شناختن از همه كس نمىآيد . اولا منع نصارى از خمر منكريست و شما معروف پنداريد إلى غير ذلك . متشابهات بسيار است و اهل حسد بيشماره اگر حق از پيش مىرفت صاحب - عليه السّلام - ظاهر مىبود . اولى آنست كه سر خود را به دو دست گرفته و به اصلاح حال خود و ياران مخصوص به خود ، اگر باشند و سخن بشنوند ، كوشند و چشم از اصلاح ديگران پوشند . و فى الحديث : « عليك بخاصة نفسك ودع العامة » . و اما حديث كشف الغموض : بعضى از آن را مطالعه كردم و كشف غمضى در آن نديدم بلكه بعضى سخنان ناپسنديده كه جناب الهى را از آن تنزيه بايد كرد ، يافتم . اولى آنست كه تصانيف ايشان در اخلاق و مواعظ باشد و در اصول و معاد خوض نفرمايند ، چرا كه مردمان را در اين امور به زياده از مجملات تكليف نكردهاند ، مگر آنچه در وصاياى امير المؤمنين صلوات اللّه عليه كه امام حسن - عليه السّلام - را فرموده به نظر نرسيده ؟ ! و در نهج البلاغه و غير آن مذكور است . مذاهب اهل بدع و ضلال را نقل كردن و عوام را بر اين فكرها انداختن ، چه حاصل ؟ مگر زيادنى حيرت و افزونى جهالت !