الفيض الكاشاني

81

سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )

جبل عامل به اصفهان آمد و درين شهر سكنى گزيد . وى كه صوفى ستيز بود ، با فيض كاشانى سخت مخالف افتاد و در پايان رساله‌اى كه در تحريم غنا نوشت ، سخت بر فيض تاخت و او را كافر شمرد . 108 محدّث و فقيه بلند پايه ، شيخ يوسف بن احمد بحرانى ، صاحب كتاب لؤلؤة البحرين ، در اين كتاب ، فيض را به سبب مقالاتى كه بر وفق عقائد فيلسوفان و صوفيان داشت ، و به ويژه به انگيزهء باور داشت « وحدت وجود » ، بسيار نكوهيده . در كتابى ديگر موسوم به النّفحات الملكوتيّة كه در ردّ صوفيّه است به نقد برخى سخنان فيض دست يازيده . 109 ملّا محمّد طاهر قمى ، دانشمند نامدار مخالف با فلسفه و تصوّف ( در گذشته به 1098 ه . ق . ) ، از ديگر كسانى است كه بر فيض تاخته و او را « الشّيخ المجوسى » خوانده است . 110 وى خوشبختانه پسان‌تر به اشتباه خود پى برد و با فيض از در آشتى درآمد . 111 در برابر منتقدان فيض ، كسانى بودند كه از وى دفاع مىنمودند . رساله‌اى خطّى در كتابخانهء دانشگاه تهران هست كه به سال 1088 ه . ق . به قلم جمال الدّين نطنزى نوشته شده در اثبات اين كه فيض كاشانى ، به وارونهء پندار تودهء مردم ، صوفى نيست . 112 سيّد نعمة اللّه جزائرى كه نزد فيض شاگردى كرده ، با آنكه خود با تصوّف همسو نبود و صوفيگرى را خوش نمىداشت ، از مدافعان فيض است . جزائرى فيض را از اتهام تصوّف تبرئه نموده است ؛ 113 و شرحى در دفاع از فيض و برائت او از مقالات پشمينه‌پوشان گمراه آورده . 114 دامنهء اتّهام فيض به تصوّف تا هند نيز گسترش يافته بود . چنان كه احمد بن محمّد على بهبهانى وقتى به لكنهو رسيد ، دريافت در آنجا به اين اتّهام فيض را طعن و لعن مىكنند . ازاين‌رو و به آهنگ دفع اتّهام ، تنبيه الغافلين را نوشت و كوشيد نشان دهد كه بىدقّتى و سطحىنگرى مانع از فهم اقوال فيض و برخى خردورزان ديگر شده و بيهوده چنين اتّهاماتى را دامن زده است . 115 برجسته‌ترين فقيه تراجم‌نگار متأخّر شيعه ، يعنى علّامه سيّد محمّد باقر صاحب