الفيض الكاشاني

68

سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )

براى مفاهمه ندارند . ظنّ راقم اين است كه مهاجرت عالمان عاملى در شكل‌گيرى و تقويت گرايشهاى حديث‌پژوهانه در بسيارى از عالمان ، از ملّا صدرا و ميرداماد و فيض گرفته تا مجلسىها و . . . ( رضوان اللّه عليهم أجمعين ) ، بسيار مؤثّر بوده ولى اين تأثير لزوما در يك جهت نبوده و هم حديث‌پژوه روشن بين پديد آورده ، هم حديث‌پژوه قشرى ؛ هم حديث‌پژوه صوفى ستيز آفريده ، هم حديث‌پژوه مدارا پيشهء متسامح . به هر روى ، فيض از عرفان‌گرايان متأثّر از نهضت علمى مهاجران عاملى است . صوفى قلمداد كردن فيض خالى از اشكال نيست ، همان گونه كه او را از تصوّف بر كنار داشتن محال مىنمايد . بر سر هم ، داورى دربارهء نسبت فيض و تصوّف صعوبتناك و دشوار است . يكى از محقّقان معاصر ، دانشمندانى را چون ملّا محسن فيض ، ميرداماد ، ملّا صدرا و عبد الرزّاق لاهيجى ، به امثال قشيرى و ابو نصر سرّاج و هجويرى و ابو حامد غزّالى تشبيه مىكند و مىگويد همان‌طور كه اين پيشينيان سنّى مذهب به تلفيق تسنّن و تصوّف پرداخته‌اند ، اين گروه شيعى نيز در صدد تلفيق ميان تشيّع و تصوّف برآمدند ؛ اينان هم از صوفيان انتقاد مىكردند و هم خود سخت از صوفيان متأثّر بودند . 101 نويسندهء كتاب مشهور به عبّاس‌نامه مىگويد كه شاه عبّاس ثانى در اوقاتى كه عزم صحبت درويشان مىنمودند « حكم به احضار مجتهد الزّمانى مولانا محمّد محسن كاشى [ يعنى فيض ] كه سالك طريقين و مست نشأتين است » مىكردند . نصرآبادى هم دربارهء وى مىگويد كه « حكمت را با تصوّف جمع نموده ، در كاشان به افاده مشغول بود » . 102 فيض در المحجّة البيضاء نشان مىدهد كه اگرچه به تصوّف بىتمايل نيست ، در به نقد كشيدن صوفيان از غزّالى پيشتر است ، و همچند غزّالى ، شيفتهء تصوّف و پناهيده به دامان انديشه و منش خانقاهى ، نيست . در حقيقت ، وى ، در تهذيب إحياء علوم الدّين ، كتاب غزّالى را از دو گرايش به پيراستن گرفته : يكى تسنّن غزّالى و ديگر صوفىگرائى دست و دل بازوار ابو حامد . 103