الفيض الكاشاني
69
سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )
غلظت صوفيانهء إحياء علوم الدّين از ديرباز مورد انتقاد ناقدان فريقين بوده است و خود اهل سنّت هم به سبب آلايشهاى صوفيانهء احياء از آن آزردهاند . ابن جوزى گفته است : « . . . ابو حامد غزّالى كتاب إحياء العلوم را در طريق صوفيان نوشت و آن را از احاديث دروغ بينباشت و در « علم مكاشفه » صحبت كرد و از قانون فقه بيرون رفت » . 104 در محجّة البيضاء فيض تا حدود زيادى صوفيانههاى ستبر غزّالى سترده و پيراسته شده است . نمونه را ، فيض در تهذيب احياء ، باب وجد و سماع را بكلّى فروانداخت و اعلام كرد كه سماع و وجد - بدين شكل و معنا - در مذهب شيعه جائى ندارد . 105 موضعگيرى فيض در برابر تصوّف محيى الدّينى هم قابل ملاحظه است . فيض ، با آنكه مانند بيشترينهء عرفانگرايان همروزگارش سخت از محيى الدّين ابن عربى متأثّرست ، از ابن عربى و گفتارهاى وى انتقاد هم مىكند ، آن هم انتقاد تند و بىپروا ؛ و در برابر گفتار ابن عربى مريدوار و مقلّدانه تسليم نمىشود . 106 اين موضعگيرى فيض ، خصوصا در برابر ابن عربى ، از نقاط روشن عرفانگرائى اوست كه مع الأسف در بسيارى ديگر از عرفانگرايان محيى الدّين مسلك ديده نمىشود . فىالجمله ، فيض معمولا در مورد تصوّف و صوفيّه نه مفرط است و نه مفرّط . لحن فيض را در انتقاد از صوفيّه ، گاه يادآور تلبيس إبليس ابن جوزى و گاه مانند سخنان غزّالى در احياء و كيمياى سعادت يافتهاند 107 ؛ هر چند تفاوتهاى بارزى در نگاه فيض و غزّالى به تصوّف هست - و ما اين را پيشترك يادآور شديم . فيض كاشانى رسالهاى دارد كه در نسخهاى از آن « رسالة محاكمة بين المتصوّفة و غيرهم تأليف آخوند فيض دام فيضه » و در نسخهء ديگر ، « مما كتبه أعلى اللّه فى الجنان مقامه فى المحاكمة ( بين ) المتسمين بالعلم و التصوّف بعد ان كتب اليه و سئل عن الطائفتين فى مجادلتهم » خوانده شده ، و از آن بر مىآيد كه پرسشهايى كرده و در طومارى نوشته و پاسخ آنها را از او خواسته بودهاند ؛ آنگاه وى اين رساله را در پاسخ همهء آن