الفيض الكاشاني
65
سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )
هم سخت با هم گره خورده است . غزّالى در پاسخ كسى كه از او پرسيد : « تو مذهب ابو حنيفه دارى يا شافعى ؟ » ، گفت : « من در عقليّات مذهب برهان دارم و در شرعيّات مذهب قرآن ؛ نه ابو حنيفه را بر من خطّى است و نه شافعى را بر من براتى » . 89 منش و كنش ويژهء فيض در رويارويى با صوفيان و متكلّمان و فيلسوفان و . . . 90 ، مولود همين انديشهء مستقلّ و جستجوگر اوست . ديگر ويژگى بارز فيض ، دغدغهء اصلاح است كه در آثار او بازتابى گسترده دارد . شايد فخيمترين و جسيمترين نگارش مصلحانهء فيض المحجّة البيضاء او باشد كه بر محور إحياء علوم الدّين غزّالى پديد آمده . ابو حامد غزّالى ( 450 - 505 ه . ق . ) زمانى كه خوابناكى جامعهء اسلامى ، دگرگون شدن سيماى شريعت و انحراف دين شناسان و دينورزان را از صراط مستقيم دين مشاهده نمود ، با دغدغهء اصلاح ، إحياء علوم الدّين را نوشت تا دين و دانش دين را زنده گرداند ؛ و فيض كه چنين درد و چنان دغدغهاى را در زمان خود مىديد ، كوشيد با احياى مجدَّد إحياء علوم الدّين غزّالى و نقد و تهذيب آن بر بنياد مذهب امامى ، درد زمانهء خويش را درمانگر باشد . المحجّة البيضاء حاصل بازنگارى و تهذيب إحياء علوم الدّين است بدين انگيزه و روش . فيض خود تعبير ساده و روشن و روشنگرى دربارهء المحجّة البيضاء دارد ؛ مىگويد : « كأنّه هو الإحياء الّذى صار شيعيّا اماميّا » 91 ( يعنى : پندارى اين كتاب همان إحياء علوم الدّين است كه مذهب اماميّه را اختيار كرده و بدان در آمده ) . خصالى - از دست استقلال فكرى ، اصلاح طلبى و . . . - كه شخصيّت فكرى و فرهنگى فيض را تشكيل مىداد ، همدوش هوش سرشار و ذهن نقّاد و وقّاد او ، مايهء درگيرى وى بود ، هم با خودش و هم با ديگران . فيض در آثارش بارها خود و گفتارها و نوشتارهاى پيشينش را به نقد كشيده و دگرگونيهاى روحى و انديشگى خويش را ترسيم نموده است . 92