الفيض الكاشاني
66
سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )
وى در واپسين فهرستى كه از براى نگارشهاى خود ترتيب داده ، از برخى مصنّفات خويش اظهار نارضايتمندى مىكند و در ميان آثارش به ناسخ و منسوخ قائل مىشود . نمونه را ، در برابر كتابى چون الأصول الأصليه از نقد الأصول الفقهيّه - كه نخستين تأليفش در اين علم به شمار مىرود - ناراضى است . اين همه ، او را انديشهگرى در مسير « شدن » نشان مىدهد و برخوردار از ذهنى پويا و ناايستا . 93 فيض انديشهها و باورهايش را با منتهاى حرّيّت آشكار مىكرده و جماعتى را از همروزگارانش به ديدهء خوارشمارى مىنگريسته و بر باورهاى ايشان سخت مىتاخته چنان كه خشم و كينهء برخى را برمىانگيخته است . در پرسمان « غناء » او را رأيى ويژه بوده است و به خلاف ديگر فقها ، آن را روا مىشمرده . در اين باب بيان خاصّى دربارهء احاديث باز بسته بدان در كتاب وافى دارد كه ديدنى است . در برخى نگارشهايش - از منظر اخبارى خويش - بر مجتهدان مىتازد و به طعن ايشان مىپردازد . در فلسفه و كلام از باورهاى استادش صدر الدّين محمّد شيرازى ( ملّا صدرا ) بسيار متأثّرست و همين زمينهء برخى تنشها را حول باورهاى او آماده مىساخته . 94 نظر فيض دربارهء « غنا » از سوى مخالف سرسخت او ، يعنى شيخ على شهيدى ، حفيد شهيد ثانى ( ره ) ، مورد انتقاد و رد قرار گرفت ، و پسانتر ملّا اسماعيل خواجوئى ( در گذشته به سال 1173 ه . ق . ) هم به نقد و بررسى آن دست يازيد . 95 از انديشههاى فقهى فيض ، يكى وجوب نماز جمعه در عصر غيبت است كه در دورهء صفويّه از مباحث نگرش خيز و نگارش برانگيز بود . فيض رسالهء فارسى أبواب الجنان را در اين موضوع قلمى كرده است . 96 همچنين رسالهء تازى الشّهاب الثّاقب او در اثبات وجوب عينى نماز جمعه در زمان غيبت امام زمان - عليه السّلام - است ؛ كه هم ملّا امين بن عبد الوهّاب ، شاگرد فيض ، و هم ملّا اسماعيل خواجوئى ، آن را شرح و رد كردهاند . 97 بارى ، در ميان همهء وجوه معركه آفرين احوال و آراء فيض هيچيك همانند رگههاى متفلسفانهء متصوّفانهاى كه در آثار و اقوال او به چشم مىخورد ، واكنش مخالفتآميز برخى از اهل علم و همدستاران او را بر نينگيخت .