الفيض الكاشاني

38

سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )

عالمى كه به مراتب بيش از ملّا محمّد تقى مجلسى از اقاويل صوفيان اثر پذيرفته شيخ بهائى است ؛ و مىبينيم كه علّامه سيّد نعمة اللّه جزائرى ، به خاطر ارتباط با صوفيان ، بر شيخ بهائى خرده گرفته است . 46 انتشار كتابهائى چون مصباح الشريعة - كه به امام صادق ( عليه الصّلاة و السّلام ) نسبت داده شده است - و نگارش آثارى چون مشارق أنوار اليقين ، الفين ، و عوالى اللّآلى از سوى مؤلّفانى چون حافظ رجب برسى و ابن ابى جمهور احسايى ، و پيدايى شخصيّتهائى از شيعيان چون عبد الرّزّاق كاشانى و سيّد حيدر آملى - كه رسما از آراء عارفانه و صوفيانه و در صدر آنها از عرفان محيى الدّين ابن عربى دفاع مىكردند - راه ورود پاره‌اى انديشه‌هاى صوفيانه و عارفانه را به حوزهء عالمان شرع شيعى تا حدِّ زيادى هموار كرد ، و گرايشهاى - و لو خفيف عارفانه - صوفيانه در برخى عالمان شيعه ، چون شهيد ثانى ، و حسين بن عبد الصّمد عاملى ، و فرزندش شيخ بهائى ، و محمّد تقى مجلسى ، با آن زمينه‌ها و زمينه‌سازيها بىپيوند نيست . پس شگفت نيست اگر در آثار صوفيان - از جمله در طرائق الحقائق - پافشارى بر انتساب اين اشخاص به تصوّف ديده مىشود . 47 صاحب خيراتيّه - كه اثر خود را در ردِّ صوفيّه پرداخته است - گويد : « . . . اگر گوينده گويد : هرگاه صوفيان بد باشند ، چرا بسيارى از فضلا و علماء اعيان اسلام و ايمان استشهاد و استدلال مىنمايند به بسيارى از كلمات ايشان ، مانند كلمات ابو حامد غزّالى سنّى شافعى اشعرى صوفى . . . و مانند [ شيخ محمود ] شبسترى . . . و مانند شيخ سعدى . . . و مانند ملّا عبد الرّحمن جامى . . . همچنين جمعى ديگر از صوفيان استشهاد به كلامشان مىشود . . . ، جواب گوئيم كه استشهاد و تمثّل و نقل قول كلام كسى دلالت ندارد بر ايمان و اسلام آن كس نزد ناقل ؛ چه جاى خوبى را ؟ ! چنان كه همه استشهاد و استدلال نموده‌اند و مىنمايند به اقوال و اشعار كفّار و فجّار و عشّاق و فسّاق ، . . . » 48 و فصلى مشبع در بيان اين موضوع پرداخته است . وى همچنين فصلى را به تبرئهء برخى عالمان امامى از تصوّف اختصاص داده است . 49