الفيض الكاشاني

39

سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )

محقّقانى هستند كه دربارهء گرايشهاى صوفيانه و عارفانه در بين عالمان دين در عهد صفوى بر نكتهء باريكى انگشت نهاده‌اند ، و آن ، اين كه پيدائى گرايشهاى صوفيانه - عارفانه را در ميان عالمان شيعه و تأليف آثار گرانسنگى را كه در اين حوزه رقم زده شده ، نبايد و نمىتوان ناشى از خاستگاه صوفيانه و سرشت تصوّف‌آميز خاندان حكومتگر دانست . به ديگر سخن ، تصوّف در ميان عالمان صفوى از خانقاه شيخ صفى الدّين اردبيلى نشأت نگرفته است . هر چند اين تصوّف و آن تصوّف ، نقاط مشترك نسبتا فراوانى دارند ، در نهايت دو مسير را طى مىكنند . آن ديدگاههاى غلوّآميز دربارهء مشايخ عرفانى ، از جمله شيخ صفى الدّين اردبيلى ، و آسانگيرى در رها كردن برخى ظواهر و احكام شريعت به گونه‌اى كه در تصوّف خانقاهى مشاهده مىشود ، نزد عالمان صوفىمنش عصر صفوى ، نيست ، يا كمتر هست . 50 البتّه بايد پذيرفت كه گوهر تصوّف خانقاهى و تصوّف مدرسه‌اى در حقيقت يكى است ، ولى اين هم آشكار است كه عالمان دينى هيچ‌گاه به آسانى بعضى صوفيان خانقاهى ظواهر شريعت را ترك نمىكنند ، بلكه از راه آموزه‌هاى صوفيانه در صدد تبيين و تحقيق مبانى و تعاليم باطنى دين بوده‌اند . اگر از سوى عالمان صوفىگرا و صوفىمنش اين روزگار انتقاداتى كوبنده در حقّ گروههائى از صوفيان مطرح شده 51 ، همواره از همين منظر شريعت‌ْگرائى است . در روزگار صفوى ، حضور و ظهور نحلهء صدرائى - ميردامادى ، در تقويت نفوذ انديشه‌ها و گفتارهاى صوفيانه به محافل و مجالس دستاربندان شريعتمدار بسيار تأثيرگذار بود . صدر المتألّهين با عرضهء منظومهء حكمى خود بر بنياد نگرهء « همخوانى ذاتى دين و فلسفه و عرفان » - آن هم عرفانى كه صدرا آشكارا در پيوند با صوفيانى چون ابن عربى معرّفى مىكند - ، نگرهء ناسازگارى شرع را با پاره‌اى دريافتهاى صوفيانه - عارفانه و انديشه‌هاى فلسفى ، نادرست خواند ، و بسيارى از عناصر فكرى صوفيانه - عارفانه و