الفيض الكاشاني
37
سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )
متشرّعه ايجاد مىكرد و مايهء منازعات و ستيز و آويزها و احيانا درگيرى قلمى مىشد . در آن عصر كسانى چون شيخ بهاء الدّين محمّد عاملى - معروف به شيخ بهائى - و آخوند ملّا محمّد تقى مجلسى و . . . بخاطر پارهاى از رفتارها و گرايشها به تمايلات صوفيانه متّهم مىشدند . علّامه محمّد باقر مجلسى دربارهء پيوند والد ماجدش با صوفيان در رسالهء اعتقادات چنين توضيح مىدهد : « مبادا گمان برى كه پدر بسيار دانم - نوّر اللّه ضريحه - از صوفيان بود يا به مسلك و مذهب ايشان باور داشته ! هرگز چنين نبود ! ، و او كه خوگرترين و داناترين همروزگارانش به اخبار اهل بيت [ عليهم السّلام ] بود ، چگونه مىتوانست چنين باشد ؟ ! مسلك او زهد و پرهيزگارى بود ، و در آغاز كار نام صوفى بر خود نهاد تا اين طائفه به دو گرايند و از وى نگريزند باشد كه از گفتارهاى تباه و رفتارهاى بدعتآميز بازشان دارد ؛ وى از رهگذر اين جدال حسن بسيارى از ايشان را به حق راه نمود . در پايان زندگانى ، چون ديد كه آن مصلحت تباه گرديد و پرچمهاى گمراهى و طغيان برافراخته شده و لشكريان شيطان چيره گشتهاند ، و آشكارا دانست كه اينان دشمنان خدايند ، از ايشان كناره جست و در باورهاى باطلشان تكفيرشان نمود . من به طريقهء پدرم آگاهترم و دستخطهاى او در اين زمينه نزد من هست » . 44 شادروان دكتر عبد الهادى حائرى ، سخن علّامهء مجلسى را دربارهء پدرش ، مورد ترديد قرار داده و گرايشهاى صوفيانهء موجود را لوامع صاحبقرانى را گواهى بر اين گرفته كه مجلسى يكم تا اواخر عمر شريفش كه لوامع در آن دوره تحرير گرديده ، چنين بوده است . 45 ترديد آن مرحوم ، پذيرفتنى نيست ، از اين جهت كه تمايلات صوفيانه چيزى است و تصوّف چيز ديگر ؛ بهويژه در عهد صفوى كه « صوفى » رسمى - يعنى صوفى خرقهاى و فرقهاى - از « ناصوفى » و لو آنكه گرايشهائى به اقاويلى چند از صوفيّه داشته باشد ، ممتاز بوده .