الفيض الكاشاني
111
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
سرد گردد در دلش شوق شراب زنجبيل * هر كه نوشد جرعهاى از چشمه كافور فيض كلبهء احزان شود دار السروش بىگزاف * سور گردد ماتمش هركس كه شد منظور فيض قرب حق نزديكيش دوريش حرمان از لقا * حبّذا نزديك فيض و الحذر از دور فيض هريك از اصحاب ما كش آفتابى بىزوال * مقتبس انوارشان از واردات نور فيض گر فرح مىخواهى و امنوامان و فوز و روح « 1 » * سعى كن تا جاى گيرى در دل معمور فيض مهجبينان جهان آرايش خود ساختند * التفات و مردمى باشد وفا منظور فيض آن امانت كآسمان از حمل آن مىكرد ابا * بىتكلّف مىتوان برداشتن با زور فيض از تعجّب فيه من روحى مرا معلوم شد * گرچه باشد شور فيض و ارچه باشد سور فيض سرّ وحدت بينشش فردوس اعلى دانشش * جلوههاى حق بود غلمان فيض و حور فيض قبله اهل صفا شد مشعر ارباب دين * چار ركن خانهء دين گشت تا معمور فيض تن چو مرد از صور اسرافيل مىيابد حيات * دل چو ميرد زنده مىگردد ز عكس نور فيض در جبينش مىتوان نور خدا ديد اى ذكا « 2 » * مىكند كسب ضياء شمس از شب ديجور فيض بار الها سينهام را مخزن اسرار كن * حق سرّ اوليا حق سر پرشور فيض
--> ( 1 ) - فرح ، امن ، امان ، فوز و روح : شاگردان فيض . ( 2 ) - مولا لطف اللّه شيرازى ملقّب به ذكا : ص 25 مقدمه تذكره حزين لاهيجى . ديگر از مشاهير فضلاى آن بلده مولانا لطف اللّه شيرازى ( متوفى 1180 ه ق ) عليهالرحمه بود . وى از فحول علماء و تلميذ فاضل عارف مولانا محمّد محسن كاشانى رحمة اللّه بود ، به خدمت ايشان ( در شيراز ) رفته مدّتى به استفاده حديث و معارف ديگر گذشت و بعد از گذرانيدن كتاب وافى كه از مصنّفات ملّا محسن مرحوم است اجازتى مفصّله به جهت فقير مرقوم فرموده بود تا آنكه در سن كهولت درگذشت . توضيحا : چون تأليف سفرنامه را در سال 1154 نوشته و در آن براى ملّا لطف اللّه طلب مغفرت كرده معلوم است كه در زمان تدوين سفرنامه ملّا لطف اللّه در قيد حيات نبوده است . ( 1154 )