الفيض الكاشاني

112

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

« مير حيدر كاشى ملقّب به راجى » در خاطرم نمىگذرد جز ثناى فيض * باشد هميشه ورد زبانم دعاى فيض اوراد قدسيان همه وصف كمال اوست * من از كجا و رتبه مدح و ثناى فيض جز فيض هيچ‌كس نتواند بيان كند * يك شمّه از فضائل بىمنتهاى فيض تا چند دور باشم از آن بحر معرفت * لطف خدا مگر كندم آشناى فيض دورى از آن جناب چو كوهى است بر دلم * آيا بود به گوش من آيد صداى فيض هر عقده‌اى كه سدّ ره اهل بينش است * حل مىشود ز نكته مشكل‌گشاى فيض از مرده گر سؤال كند زنده مىشود * دارد دم مسيح ، دم جانفزاى فيض بر اصفهان و سرمه آن باشدش شرف * ز آن مىروم بديده كشم خاك پاى فيض از جور روزگار و جفاى سپهر دون * آورده‌ام پناه به دولت‌سراى فيض در ملك فضل هادى راه سعادت است * آن نور چشم اهل بصيرت ، هداى فيض در بزم فضل تازه‌نهاليست باشكوه * سر سبز باد در چمن دلگشاى فيض حاشا كزين جناب بجاى دگر روم * ( راجى ) مدار دست تمنّا ز پاى فيض ايضا رباعى آن جناب آنم كه جُوى خلل در اخلاصم نيست * جز حضرت فيض مقصد خاصم نيست مىآيم و تحفه‌اى ندارم خجلم * زاد ره و ارمغان جز اخلاصم نيست * * * عمريست كه از جور فلك دربه‌درم * آغشته ازين غصه به خون شد جگرم جز حضرت خاص فيض و فرزندانش * يا رب كه مباد ره بجاى دگرم * * *