الفيض الكاشاني
98
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
تا در هواى جاه و نسب مىكشم نفس * بيمارم و ز گرمى تب مىكشم نفس تا شد عيان كه آينهاى در مقابل است * در زير آسمان به ادب مىكشم نفس و له : اگر از جام محبّت قدحى نوش كنى * هرچه غير از سخن عشق فراموش كنى جهد كن جهد كه خود چشمهء حيوان گردى * ورنه از چشمه حيوان چقدر نوش كنى نيست بىتابى و آرام بدست عاشق * تو به فرياد در آرى و تو خاموش كنى و له : بينمت آمده يكبار به سر منزل خويش * تو به من بر سر ناز آئى و من با دل خويش هستيم باعث محرومى ديدار تو شد * مگر از پردهء جان ساختهاى حائل خويش خنده خاموش كن شمع حرم گاه دل است * مزن از قهقهه دامن به چراغ دل خويش حسب الفرموده حضرت . . . مجمع البحرين كمالات صورى و معنوى مولانا محمد محسن عرفان مضيع شد اميد كه به نظر اصلاح برسد . » ابيات تا اينجا به خط شمساى قمى است البته مسامحات املائى هم دارد مانند « خواموش » بجاى « خاموش » ، « مجمع الابحرين » بجاى « مجمع البحرين » . « ملّا محمّد مؤمن تبريزى ملقّب به ايمان » تا گشت گهر بار سحاب قلم فيض * اسرار عيان شد ز سواد رقم فيض هر بىخردى نيست چو شايسته رحمت * بر مزرع ارباب خرد ريخت نم فيض اجساد چه ديدند ز فيض دم عيسى * ارواح همان بينند از يمن دم فيض تا بر سر افلاك نهد گام نخستين * آن را كه دليل آمد نقش قدم فيض از لطف نهانى كند احياى جهانى * بسيار بود كم مشماريد كم فيض « 1 »
--> ( 1 ) - كم اوّل پارسى بمعنى اندك و كم دوّم بمعنى مقدار ، تازيست و تجنيس تام است . -