الفيض الكاشاني
714
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
( 253 ) چون غم غم عشق تو بود زار توان بود * چون عزّ همه عزّ بود خوار توان بود بازار جهان را چو غمت نيست متاعى * هر چند فروشند خريدار توان بود گر عاقبت « 1 » اينست كه اين بىخبران راست * شكرانهء بيمارى بيمار توان بود يكذره كه مهر تو تابد « 2 » به دل و جان * بر هر دو جهان قاسم انور توان بود يكدم گر از آن زلف دو تا بوى توان برد * عمرى دو جهان را همه عطّار توان بود گر قهر تو خواهد ز جهان هيچ نماند * در مملكت واحد قهّار توان بود « 3 » در ميكدهء لطف تو بىخويش توان زيست * در مصطبهء قهر تو هشيار توان بود در حضرت قهر تو خطايى نتوان كرد * در مشهد عفو تو خطاكار توان بود گر باغ تماشاى ترا در نگشايند « 4 » * در حسرت آن در پس ديوار توان بود گر روى تو در خواب نمايند به عشاق * حاشا دمى از شوق تو بيدار توان بود چون ناصر مستان ز خود رسته تو باشى * منصور توان بودن و بر دار توان بود
--> ( 1 ) - عق : عاقبت . ( 2 ) - چ ش : نايد . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : فاقد بيت . ( 4 ) - چ پ ، چ پ : نگشايد .