الفيض الكاشاني
702
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
دارند گفتگوى نهان با جناب دوست * بر خويش پرده از لب خاموش كردهاند پنهان به زير پردهء رندى روان خويش * در معرض سروش همه گوش كردهاند يكدم نيند غافل و غافل گمان كند * كاينان ز اصل خويش فراموش كردهاند در ديگ ابتلاء بسى كفچه خوردهاند * تا لقمهاى ز كاسهء سر نوش كردهاند هم عقل را ز عشقش ديوانه ساخته * هم هوش را به يادش بىهوش كردهاند از ما سوى چو دست ارادت كشيدهاند * با شاهد مراد در آغوش كردهاند زهّاد خام را به نظر كى در آورند * آنان كه در محبّت حق جوش كردهاند با درد نوش شايد اگر مرحمت كنند * آنان كه صاف بادهء حق نوش كردهاند تا شعر فيض اهل بصيرت شنيدهاند * اشعار خويش جمله فراموش كردهاند « 1 » ( 241 ) ز مهر آن پرىرويم دل ديوانه روشن شد * سراسر مشعلى شد دل تمام اين خانه روشن شد شرارى بر دل آن آشنا ننشست از آهم « 2 » * وزين مشعل دل تاريك هر بيگانه روشن شد
--> ( 1 ) - در تمام نسخهها بىتفاوت آمده است . ( 2 ) - چ ش : آن را هم .