الفيض الكاشاني
696
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
خيزد چو نيمشب به عبادت رسد بوصل * خود را ز فرقتش به قيامى كه مىخرد حق گفت ترك خواب كن از بهر من شبى * عيش شبى به ترك منامى كه مىخرد فرمود سجدهاى كن و نزديك شو به من * در قرب حق به سجده مقامى كه مىخرد خود را چو داد كام تواند گرفت او را * خود را كه مىفروشد و كامى كه مىخرد نامى برآورد كه شود در رهش شهيد * جانى كه مىفروشد و نامى كه مىخرد آن كيست كو ز لذّت ده روزه بگذرد * در باغ خلد عيش دوامى كه مىخرد از حسن ناتمام بتان دل كه مىكند * از حسن ساز حسن ، تمامى كه مىخرد امّالخبائث از نچشى « 1 » مىكشى طهور * شرب حلال را به حرامى كه مىخرد بهر نعيم خلد توان زين جهان گذشت * كامى ابد « 2 » به تلخى كامى كه مىخرد دشنام دشمنان چو برافروزد آتشى * كُنج سلامتى به سلامى كه مىخرد خود فيض نيمپخته و شعرش تمام خام * از نيمپخته گفتهء خامى كه مىخرد ( 236 ) از بهر من « 3 » شراب به وامى كه مىخرد * مخمورى از خمار به جامى كه مىخرد
--> ( 1 ) - چ پ : بچشى - و اشاره به حديث نبوى ( ص ) الخمر امّ الخبائث به شرح فهرست . ( 2 ) - چ ش : كام ابد . ( 3 ) - چ پ : از من .