الفيض الكاشاني

679

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

( 218 ) كاش از جانان رسد پيغام تلخ * تا كسى شيرين كند ز آن كام تلخ از لب چون شكّرت اى كان لطف * سخت شيرينست آن دشنام تلخ مستى من از لب « 1 » شيرين تست * نيست از جام مى گل‌فام تلخ زهر چشم تو دلم از كار برد * وه چه « 2 » شيرينست آن بادام تلخ زهر هجرت تلخ دارد كام من * جز به وصلت خوش نگردد كام تلخ سهل و آسان مىنمايد از نخست * عشق دارد عاقبت انجام تلخ بر لب من نه لب شيرين خويش * تا نيارم برد ديگر نام تلخ فيض را شيرين نگوئى تلخ گوى * هست شيرين از لبت دشنام تلخ ( 219 ) جز خدا را بندگى تلخست تلخ * غير را افكندگى تلخست تلخ زيستن در هجر او زهرست زهر * بىوصالش زندگى تلخست تلخ جز به عشقش نيست شيرين كام جان * روح را افسردگى تلخست تلخ گر نبودى مرگ مشكل مىشدى * در بلا پايندگى تلخست تلخ از گناه امروز اينجا توبه كن * برملا شرمندگى تلخست تلخ عمر جز در طاعت حق مگذران * باطلان را بندگى تلخست تلخ تا رسد در تو مدد كن فيض را * در رهت واماندگى تلخست تلخ « 3 » ( 220 ) خوش آن زمان كه رود جان بدان سراى فراخ * خوش آن نفس كه برآيد در آن هواى فراخ ز غصه در قفس تنگ آسمان مُرديم * برون جهيم از اين تنگنا بجاى فراخ ببند طاير جان اندرين قفس تا چند * برون رويم و بپرّيم در هواى فراخ

--> ( 1 ) - چ پ ، چ ش : چون لب . ( 2 ) - عق ، چ ش : وه چو . ( 3 ) - بىتفاوت در نسخ وارد شده .