الفيض الكاشاني
745
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
بادهء صافى توحيد به كامم دادند * از خودى رستم و بىنام و نشانم كردند تازه شد روح به يك جرعه از آن مى كه كشيد « 1 » * وقت پيران زمان « 2 » خوش كه جوانم كردند گفته بودم كه شوم سرور ارباب « 3 » جنون * عقل و هوشم بگرفتند و چنانم كردند داغها در دلم « 4 » افروخته شد ز آتش عشق * عاقبت چشم و چراغ دو جهانم كردند نظر همّتم آنجا كه توانست رسيد * به نظر پرورشم داده همانم كردند كام دل يافتم از همّت عالى صد شكر * كآنچه مقصود دلم بود چنانم كردند فيضها يافتم از عالم بالا آن شب * در ثنا تا به ابد فاتحهخوانم كردند نيست در دستم از آن فيض كنون جز نامى * همگنان گرچه بدين نام « 5 » نشانم كردند فيض را گفت كسى دعوى بىمعنى چند * گفت خاموش سر مدّعيانم كردند اين جواب غزل صائب خوشلهجه كه گفت * « چون شب قدر نهان در رمضانم كردند » « 6 »
--> ( 1 ) - جنگ سپه : كه چشيد . ( 2 ) - جنگ سپه : پيران جهان . ( 3 ) - جنگ سپه : سرد ز ارباب . ( 4 ) - جنگ سپه : بر دلم . ( 5 ) - جنگ سپه : همگنان ليك بدين نام و . ( 6 ) - بيت اضافه از جنگ بهنياست كه صائب در جواب غزل حافظ با اين مطلع : دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند * و اندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند ( ادامهء پاورقى در صفحهء بعد )