الفيض الكاشاني

730

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

ميان خوف و رجا زاهدست سرگردان * دو دل شده دل خود را دونيم مىداند به گريه رفت ز خود فيض و طفل اشكش را * حساب دان همه درّ يتيم مىداند نتيجه‌اى ندهد ازدواج مصرعها * كه شعر را دل دانا عقيم مىداند « 1 » ( 275 ) شود شود كه دلم سوى حق ربوده شود * به جذبه‌اى همه اخلاق من ستوده شود شود شود كه روان سوى حق روان گردد * به ساق عرش دو دست اميد سوده شود شود شود نفسى ديدهء دلم در عرش * به ناز بالش برد اليقين غنوده شود شود شود كه رسد بوى حق ز سوى يمن * چنان كه هوش ز سر ، جان ز تن ربوده شود شود شود كه به جائى رسم ز رفعت قدر * كه آسمان و زمينم چو دود توده شود شود شود كه مصيقل شود به علم و عمل * غبار شرك ز مرآت جان زدوده شود شود شود كه عبوديتم شود خالص * به صدق بندگى اخلاصم آزموده شود شود شود كه نسيمى ز كوى دوست وزد * ز روى چهرهء جان پرده‌ها گشوده شود شود شود كه بر افتد حجاب ناسوتم * جمال شاهد لاهوتيم نموده شود شود شود كه به مفتاح عشق و دست نياز * درى ز عالم غيبم بدل گشوده شود شود شود كه كشم سرمه‌اى ز نور يقين * بود كه بينش چشم دلم فزوده شود شود شود كه شود فيض يك نفس خاموش * بود ز عالم بالا سخن شنوده شود « 2 » ( 276 ) ز نكته‌هاى بيانت خرد « 3 » فزوده شود * ز لطفهاى نهانت « 4 » نبوده بوده شود چو نكته‌اى شنوم زان دهان پنهانى * درى ز غيب به روى دلم گشوده شود

--> ( 1 ) - چ پ ، چ ش : فاقد بيت . ( 2 ) - در تمام نسخه‌ها بىتفاوت . ( 3 ) - عق : ز لطف سرّ بيانت خرد . ( 4 ) - عق : ز سرّ لطف دهانت .