الفيض الكاشاني

77

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

و اين عشق نفوس عاليه انسانى است و امّا نفوس حيوانى دو دسته‌اند كه دسته اول سعيد و دسته دوم شقى ناميده شده‌اند نفوس سعيد حق اول را با تصوّرى مثالى مىشناسند و حق را با وسائط عقلى در جسمانيات متمثل مىكنند و آن جسمانيات را وسيله تقرب باطنى خود مىدانند اگر چه نيات آنان صالح است امّا غايات حقيقى را همچون محسوس گمان دارند گوئى اين گروه حقّ اول را عبادت مىكنند و به آن عشق مىورزند نه ذات بارى تعالى را . دوم نفوس منغمس در عالم طبيعت و غرق در شهوات و لذات محسوس حيوانى هستند اينان به نعمت‌هاى خالق كفر ورزيده و قواى غضبى و شهوانى خود را در غير آنچه آفريده شده است مصروف مىدارند بنابراين « ضلّت ضلالا بعيدا و خسرت خسرانا مبينا » اينان نيز با آن همه شقاوت فاحش از شوق و عشق خالى نباشد زيرا بحسب فطرت و غريزهء طبيعت بسوى حقيقت وحدت مجبولند كه خداوند فرمود : « فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها » « يعنى بدان آفريده شده‌اند » و اهل عرفان هر شعر و غزل و يا لغزى را جز از پشت پرده عبوديت نمىدانند زيرا زيبائى و حسن ظاهرى وسيله عشق و محبّت است كه بحسن او اشاره‌ايست كه فرموده‌اند : انّ اللّه جميل فيحبّ الجمال و حسن ظاهرى نيز در ذات دوست‌داشتنى است و امّا نفوس فلكيه عاشقان آفريدگارند و مشتاق او و از اينجا گفته‌اند : « لو لا العشق ما يوجد سماء و لا الارض و لا برّ و لا بحر » . و فيض كه خود عاشقى است حقيقى ثمرهء عشق خود را در ختام اين مبحث

--> - عادات گويد : انسان بالغ در حدّ كمال آنست كه عوالم سه‌گانه ادراك : احساس ، تخيّل و تعقل را طى كند و كمال تفضّل اتّصال او به ملاء اعلى بوده تا فرشتگان مقرب را ببيند و كمال قوّه مصوّره آن است كه اشباح مثالى را ملاحظه كند و از مغيبات و اخبار جزئى و حوادث گذشته و آينده باخبر گردد و كمال قوه حاسّه آن است كه در مواد جسمانى بشدّت تأثير بگذارد چون با اين نيرو قواى جرمانى بدنى فرمان بردار او مىگردد و در اين مرتبه است كه انسان داراى رتبهء خلّاقه الهى مىشود و اين درجهء پيغمبريست كه بعضى بدون خواندن در مكتب به درجهء كمال عقلى مىرسند پس : « فلا عجب من ان يكون بعض النفوس قوه كماليّة مؤيّدة عن المبادى فصارت كانّها نفس العالم فكان ينبغى ان يؤثّر فى غير بدنها تأثيرها فى بدنها فيطيعها هيولى العالم ، فكلّ ذلك .