الفيض الكاشاني
75
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
ندارند زيانآور است زيرا چه بسا مباحثى چون بعث و حشر و معاد و زنده شدن خلايق با همين بدنها و همچنين معراج نبوى « ص » به قرارى كه در دين و قرآن آمده مورد قبول فلاسفهء طبيعى نباشد زيرا اين دسته از فلاسفه آنچه مغاير براهين عقلى باشد نمىپسندند ازين نظر است كه فيض نيز چون استاد و مرادش ملا صدرا ارسطو و پيروانش را در اين مباحث ناآشنا دانستهاند ، چون فارابى و بو على بهويژه در مبحث حشر و بازگشتن روح در بدن لنگيده و مبحث « محال بودن اعادهء معدوم » را به ميان كشيدهاند امّا ملا صدرا و فيض و ديگر پيروان فلسفه او اين مشكل را با كشف حركت در جواهر حل كردهاند در قياس با طبيعت كل عالم طبيعى است اگر چه على الاطلاق طبيعى نباشد بنابراين مرگ و فساد و مانند آنها تماما غاياتى است كه بسوى آن در حركت است در نظامى لا يتغيّر همچنين « اضداد آنها » پس از اين مقدّمات كه مجموعه عالم بسوى غاياتى كه كمال اوست در حركت است و اين حركت شوقى و در ذات اوست فيض اين حركت را عشق ناميده و چنين گويد : ص 74 اصول المعارف « 1 » : « انّ البارى عزّ اسمه و جلّ ذكره غاية كل شىء كما انّه فاعل كل شىء » فيض گويد آفريدگار جهانيان غايت هر چيز و فاعل هر چيز است زيرا او خير محض است كه هر چيز او را مىطلبد چه از روى ارادت و چه طبع و اين امر در جبلّت و فطرات عالم مركوز است جزئى و كلّى محسوس و معقول « اذ ما من شىء الّا فله عشق و شوق غريزى الى ما فوقه و الى ما هو اشرف منه » آنگاه در تفسير اين نظر اضافه مىكند « 2 » :
--> ( 1 ) - - اصول المعارف يكى ديگر از تأليفات عرفانى كلامى فيض است . ( 2 ) - - گفتار فيض در اينجا نيز در تفسير كلام استاد و مراد او صدر المتألهين است كه در ص 306 شواهد الربوبية گفته است : تعذيبكم عذب و سخطكم رضى * و قطعكم وصل و جوركم عدل آنگاه پس از نقل قول بعض محققان كه گفته است : من الاقوال التى فطر الخلق عليها هو ان لا يعبدوا الّا اللّه گويد : و قضى ربّك الّا تعبدوا الا اللّه ، اين عبارت ذاتى هر مخلوقى است چنان كه پيش ازين هم گفتيم ، تمام حركات و انتقالات دارندگان طبايع و نفوس بسوى خداست و به خداست و در راه -