الفيض الكاشاني

74

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

تبدّل در وجود جوهر جسمانى است و اين تبدّل همان حركت در جوهر شخصى جسمانى است و در اين هنگام وجود جوهر ، جوهر است و عرض ، عرض . فيض با آميزش فلسفه و كلام موافق نيست « از كلمات طريفهء » او « 1 » و من الناس من خلط الفلسفة بالكلام و مزج البرهان بالجدل لم يحكم علما قطّ و لم يأب بخير فى عمل تراه مرّة برهانيّا و مرّة جدليا ، و تجده تارة اشعريّا و تارة معتزليا ، يأخذ من هذا فيعتاء من ذاك آخر ، يأتى مرّة بالمعروف و اخرى بالمنكر ، ينظر بعقله فى اسرار الدّين من غير تهذيب نفس و تطهير و يتفلسف بفكره فى المجادلين من دون تزكية قلب و تنوير ، ثم يصحّح بنظره اعتقاد و على تخذله اعتماده و الى آرائه فى الدين استناده يميل حيثما مال هواه ، لعلّه يزعم انّه ليس على وجه الارض عالم سواه ، يقول قد حقّقت فى علم الواجب بابكار افكارى ما لم يفهم احد قبلى الى الآن و تحققت فى حدوث العالم بثواقب انظارى . . . فيض با آن عبارات ، متفلسفين را كه از درك حقايق فلسفه و كلام بىبهره‌اند بباد انتقاد گرفته و گويد گروهى از عالم‌نماها در فلسفه و كلام تخليط كرده و تركيب مزجى از برهان و جدل ساخته‌اند كه نه عالمند در آن و نه در عمل منظور خيرى دارند ، اينان گاه برهانى و گاه جدلى و گاه اشعرى و گاه معتزلى مىشوند از آن چيزى و از اين نكته‌اى گرفته و امتزاجى ناروا ارائه مىدهند كه در نتيجه گاهى در معروف و گاهى در منكرند ، اين گروه بدون تهذيب و تطهير نفس با براهين عقلى از شناخت اسرار دين سخن گويند و بدون تزكيه و تنوير درون در مجادلات اهل كلام وارد مىشوند و با آراء خود در دين از روى هواى نفس و ميل خويشتن نظر مىدهند گمان دارند كه بجز خودشان در روى زمين « دانشمندى نيست » توضيحا كلمات طريفهء او تاليفى لطيف در نقد و اخلاق اسلامى بطور اعمّ و ذكر علل اختلاف در ميان فرقه‌هاى مختلف اسلامى و به گونهء اخصّ تثبيت مذهب حقّه اماميّه اثناعشريه است امّا در اين مبحث فيض كه خود در فلسفه و حكمت الهى و علم كلام و فقه و تفسير و حديث و علم درايت صاحب نظر است نشان مىدهد كه تخليط فلسفه و كلام براى درك اسرار دين آن هم به‌وسيله كسانى كه در آن فنون تخصّص

--> ( 1 ) - كلمات طريفهء فيض يكى از كتب نفيس اخلاقى او به تازيست كه تاكنون بطبع نرسيده است .