الفيض الكاشاني
33
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
خواهد داشت در عين اينكه هيچگاه عرصهء وجود از خلقت طبيعت فارغ نبوده و در هيچ لحظه مادّه محكوم به فناء مطلق نمىباشد به اين جهت مىتوان گفت كه طبيعت هم جديد و هم قديم است و طبع تجدّد خواه مادّه در عين آنكه هر آن حدوث زمانى دارد با قدمت و فرسودگى نيز سازگار است » . نظرات ويژهء ملا صدرا درباره جسم و حركت « از شواهد الربوبية » جسم قابل انفصال و اتصال است . درصورتىكه در ذات جسم خاصيت اتّصال جوهرى باشد با هم جمع مىشوند و اگر نباشد همديگر را مىرانند مانند سياهى و سپيدى كه يكديگر را قبول ندارند چون : اتصال و انفصال دو چيز متضاد است كه با هم جمع نمىشوند . جسم جوهرى است كه داراى ابعاد متصله و مركب است . قوام جسم در ذات اتّصال است پس اتّصال صورت ذاتى جسم است و آنچه مقابل آن قرار دارد هيولاست و هر جسم مركّب از هيولا و صورت است هيولا در جسم بالقوّه است و صورت جسم موجب ابقاء آن است از نظر قبول حدوث و زوال در جريان و طريان اتّصال و انفصال . صورت موجب قبول هيولى است و هيولى در صورت استمرار دارد در جسم صورت ديگرى است كه نوع طبيعى آنست . « حركت » در اجسام حركت دائمى است بالقوه كه آن حركت جوهريست و بالفعل كه حركت ظاهرى و عينى است . هر جسم متحرّكى نياز بمحرّك غير از خود دارد درصورتىكه متحرّك دائمى باشد و اجسام متحرّك دائمى است . متحرك در ذات خود متحرك نيست بلكه محرّكى ديگر دارد . چون گرم شدن آب بتدريج با مجاورت حرارت . هر متحرّكى به محرّكى نياز دارد تا از قوّه به فعل حركت كند و اين خروج از قوّه