الفيض الكاشاني
34
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
بفعل حركت نام دارد . چون حقيقت هيولى استعداد و حدوث است پس براى هر هيولا هر آن از آنات فرضى صورتى است بعد از صورت ديگر . هر جسم داراى جوهر صوريست كه از نظر هستى امرى سيّال است . و از نظر كون آن مبدا حركت و همان مبدا حركت است كه اگر در طبيعت جسم اين امر سيّال متجدّد الذات نبود صدور حركت از آن ممكن نبود طبيعت داراى تجدّد ذاتى است . « نظر فلاسفه اولى » علّامه حلّى در شرح ياقوت بنام انوار الملوك طبع دانشگاه تهران در ص 28 مقصد سوم در جواهر و اعراض از قول نوبختى صاحب ياقوت چنين گويد : ترجمتا . حكماى يهود ، مجوس ، نصارى و مسلمان اتفاق دارند كه اجسام محدثاند در ذات و صفات ولى حكماى يونان چون ارسطو ، ثاوفرسيطس ، سامسطيوس و از حكماى مسلمين ابى نصر و ابى على بن سينا عالم را قديم الذات و الصفات دانسته بدين معنا كه آسمانها را ذاتا و صفتا قديم دانستهاند ولى اوضاع و حركات آنها را حادث خواندهاند با اين برهان كه هر حادثى مسبوق است به مثل خود الى ما يتناهى امّا به نظر انكيساغورس و فيثاغورس و سقراط و ثنويه اجسام در ذات قديم و در صفات حادثند و قول سوم را كه اجسام در ذات حادث و در صفات قديم باشند بسبب استحاله هيچكس نگفته است » . ديگر از نظرات ويژه او در تعريف نفس و با برهان ثابت كرده است كه « انّ النفس جسمانيّة الحدوث و روحانية البقا » . و ديگر از نظرات او اثبات معاد جسمانى و روحانى است . امّا آخرين نظر استاد فقيد مشكات ص 23 : توضيحا او از تلامذهء حكيم متأخر ميرزا محمود قمى است « من بعد از ملاحظه آثار ملا صدرا و فيض كاشانى به اين نتيجه رسيدهام كه : حكمت و شريعت دو كودك توأمند « دوقلو » كه از يك پستان شير مىخورند و آن عقل كامل است امّا چون در بين مردم آمد و با آن ملاعبه كردند موجب تفرقه طريق شده كه موجب تفرقه 73 فرقه شده است و فقط يك فرقه از ميان آنها ناجى است .