عبد الرزاق اللاهيجي
39
ديوان فياض لاهيجى ( فارسى )
چه تدبير كردند ارباب عدوان * كه قدرش كنند از جهان جمله اخفى و ليكن ز مشت غبارى كه خيزد * نماند در آفاق خورشيد مخفى ز دَمهاى سرد حسودان بدگو * نشد نور او در نقاب توارى « 20 » بلى مشعل آفتاب درخشان * ز باد نفس كى توان كرد اطفى بود افضل خلق بعد از پيمبر * جهات فضائل چو در اوست مطوى « 21 » هم از علم وافر هم از حكم ظاهر * هم آداب زهد و هم آيين تقوى هم از سَبق اسلام و قرب پيمبر * چه از روى صورت چه از روى معنى شجاعت به حدى كه تا روز محشر * هم از بازوى اوست دين را تقوّى دريده همه پردهء كفر و طغيان * شكسته همه رونق لات و عُزّى به او مستند پيشوايان امت * در انواع دانش در آداب فتوى ز بحرش بود قطرهاى علم حكمت * ز نورش بود پرتوى كشف صوفى به او جسته نسبت چه قارى چه واعظ * به دو كرده نازش چه صرفى چه نحوى به تفسير آيات او بوده مرجع * به تأويل تنزيل او بوده مأوى به او مستند حرفهاى مشايخ * به او منتسب جلوههاى موالى « 22 » به تعليم علمش فنون تعلّم * به ارشاد سرّش علوم لَدُنّى به هر واقعه عقل او بوده مرشد * به هر مسئله علم او بوده مفتى به او كرده در مشكلات وقايع * همه غاصبان خلافات رُجعى « 23 » نه از امر حق كرده يك مو تجاوز * نه يك جو در امر خلايق تعدى بود جمع در وى شروط امامت * به نصّ صريح كلام الهى امامت ز عصمت برد استقامت * به نص امر عصمت پذيرد تمامى نصوص طهارت بر او هست وارد * براهين عصمت درو هست جارى ز آيات ناطق احاديث صادق * كه مطلب ز هر يك پذيرد تقوّى احاديث « بَلِّغ » ( 18 ) به حد تواتر * هم از روى لفظ و هم از روى معنى نه بيمار تضعيف و تزييف « 24 » ناقل * نه محتاج توثيق و تعديل « 25 » راوى ز قرآن كنم اول اثبات مطلب * دگر از احاديث اتمام دعوى
--> ( 20 ) - توارى ، اختفا ، پنهان شدن . ( 21 ) - مطوى ، پيچيده . ( 22 ) - موالى ، سروران ، بزرگان . ( 23 ) - رجعى ( ممال رجعى ) ، رجوع . ( 24 ) - تزييف ، مردود و باطل كردن حديث . ( 25 ) - تعديل ، راست و عادل شمردن .