محمد بن محمود دهدار شيرازى
77
رسائل دهدار ( فارسى )
ظهور به تعين ذات مطلق وجود - كه اللّه تعيّن لفظى آن است - به وجود عام مفاض اجمالى . اولا كه الرحمن اشاره به استواى شمول آن است و به وجود خاص تفصيلى . ثانيا [ 1 ] كه الرحيم مخبر از اختصاص آن است ؛ و اللّه اعلم . وَ الضُّحى ، غرض از قسم ، اظهار شأن حبيب است و تأويلش آنكه سوگند به ارتفاع آفتاب ذات مطلق ، از مشرق حقيقت « 1 » تو اى محمد ، و پرتو انداختن آن بر حقايق مندرجه در حقيقت امكانيهء تو . وَ اللَّيْلِ ، و سوگند به شب عموم و اجمال حقيقت تو كه تعيّن اوّل و عماست . [ 2 ] إِذا سَجى ، گاهى كه ساكن است در آن شب كه ليلة القدر وجود است ، كواكب حقايق شئونى و پوشيده است و به حركت علمى از آن مرتبه هنوز ظهور نيافته . ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ كه بدرود نكرده تو را پرورشدهندهء تو به اينكه جميع مراتب گذرانيده و وسايط برانگيخته از تو تا در نقطهء آخر قوس نزول كه مقابل اوست ، شخص تو را چون بدر تمام ، آيينه تجلّيات انوار آفتاب ذات مطلق ساخته ، بلكه در جميع مراتب همان مرتبهء بىواسطگى ثابت است كه به « لى مع اللّه وقت » « 2 » [ 3 ] تو خود از آن خبر مىدهى . چه تربيت تو در قوسين دايرهء وجود ، چون تربيت مراتب عدد است كه تحقق هر مرتبه به نفس واحد مىشود كه اصل اعداد است . وَ ما قَلى ، و ترا دشمن نگرفته . زيرا كه محال و ممتنع است قلب حقايق . پس كى ممكن باشد كه جوهر حبّ ذاتى ، بغض شود و حبيب « 3 » بغيض گردد ، بلكه از غايت كليت و احاطه [ اى ] كه تراست يك عرضى از اعراض وجود شخص عنصرى تو در مرآت ذهن كفره و اهل نفاق بر نسبت بغض جلوه نموده تا سپند حسن احوال شخص تو باشد و موجب اظهار شأن خاص تو آيد كه بيانش در اين سوره است . وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى ، و حال آنكه به تحقيق دانستهاى كه هر آن لاحق تو در وجود شخصى تو بهتر است ترا از آن سابق تو به واسطهء دوام فيضان و تجلى
--> ( 1 ) . مج : نور محمدى . ( 2 ) . نفائس الفنون ، ص 84 . جامع الاسرار ، ص 27 . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 28 . ( 3 ) . مج : حبيب مبغوض به بغض شود .