محمد بن محمود دهدار شيرازى

61

رسائل دهدار ( فارسى )

مراتب مىگذرد ، حرف واو بر جميع اين مخارج مىگذرد ؛ چنانچه عند التكلم بر فطن ظاهر است ؛ و اللّه اعلم بالسرائر . و از جمله تطابقى كه نفس انسانى را با وجود عام - كه نفس الرحمن است - واقع است ، اين است كه همچنانچه بعضى افراد موجودات ، مثل عقل كل و نفس كل و ديگر مراتب كليه ، احاطهء كلى دارند كذلك بعضى الفاظ كه از جمله تعيّنات نفسى انسانيند ، احاطهء كلى دارند . مثل لفظ موجود و لفظ شىء و لفظ كل و امثال آن . و هيچ‌چيز در وجود نيست مگر كه آن با جميع احكام و آثارش در نفس انسانى ظهور دارد و انسان بدان تلفظ مىكند . پس نفس انسانى كه يكى از صور نفس اوست و به حركت كه ظهور « 1 » است ، از نفس ممتاز است در تلفظ . چه فاء در نفس متحرك است و در نفس ساكن حاوى جميع وجود است و اين يك وجه است از جمله وجوه تطابق نسخهء انسانى با نسخهء وجود . و چون غرض تلويحى بود ، به همين‌قدر اكتفا نمود ؛ و الحمد « 2 » لفيّاض الجود . نيّر ثانى در اشعار « 3 » به تولد ثانى كه حضرت روح اللّه « 4 » - على نبينا و عليه الصلاة و السلام - بدان اشاره فرموده كه : آن ره كه من آمدم كدام است اى دل * تا باز روم كه كار خام است اى دل بدان - رزقنا اللّه تعالى الانتباه عن نوم الغفلة - كه عرفا تمثيلى آورده‌اند كه شخصى در خواب بود و او را برگرفته از راه نقب به منزلى آوردند كه در آن منزل آنچه نهايت امكان بود از آراستگى و نعمت ، مهيا بود و هيچ‌گونه آرايش و نعمتى نبود كه آنجا حاضر نبود ، و اين منزل هيچ راهى غير از اين نقب نداشت . پس فرش آن شخص بر بالاى آن نقب گستردند و آن شخص را بر بالاى همان نقب نهادند و گذشتند ، و از بيرون آواز دادند تا بيدار شد و هر سو نگاه كرد و آرايش و نعمتها را ديد ، ملاحظه

--> ( 1 ) . مج : ظهورات . ( 2 ) . مج : الحمد الفياض الوجود . ( 3 ) . مج : در اشعار ثانى . ( 4 ) . مج : حضرت رفع اللّه .