محمد بن محمود دهدار شيرازى
62
رسائل دهدار ( فارسى )
كرد كه بر تمام اطراف آن خانه به خط جلى نوشته كه از اين منزل بيرون مىبايد رفت . پس حيران شد ؛ اكنون اگر آن شخص عاقل است تأمل مىكند كه اين منزل چه جاى است و از كيست و مرا اينجا كه آورده و از كدام راه آورده و چرا آورده و راه « 1 » بيرون شد از كدام جانب خواهد بود ؟ و به اين فكر افتاده ، اصلا متوجه آن آرايشها و نعمتها نمىشود و در پى تفحّص راه و خلاصى خود مىافتد و از همه اطراف و جوانب راه مىجويد تا آنگاه كه زير پاى خود ، نقب مىبيند . پس بيرون مىآيد و راه به سر منزل خود كه از آنجا در خوابش آورده بودند ، مىيابد . پس به خاطر جمع باز ميل به آن منزل مىكند و به تماشاى آرايش و تمتع از نعمتها محظوظ مىشود ، و اگر چنين نكرد و چون حيوانات به مجرد بيدار شدن به نعمتها مشغول شد تا امتلاء كرد ، ديگر او را فكر راه و بيرون شدن و خبر منزل خود يافتن ميسر نمىشود و تا طبيعتش قوت دارد ، به آن تمتّعات مشغول است تا وقتى كه همانجا در مىگذرد و سرگردان مىماند در عذاب . اكنون اين منزل عبارت از نشئهء دنيوى است و حقيقت انسانيت ، يعنى ، تعين اوّل را مىگويند كه در خواب كردند تا به اين منزل آوردند كه « الناس نيام فاذا ماتوا انتبهوا » « 2 » . زهى دولت اگر اين موت اختيارى باشد و چون به اين منزل آمدند ، آنها را كه به حسب استعداد ذاتى سعادت ازلى نصيب آمده است ، توفيق راه جستن مىيابند ؛ هر كس به مقتضاى استعداد خود از روى عقل و علم يا از راه عشق و حال . پس به فكر يافتن راه در آمدن به اين منزل و بيرون رفتن از اين مىافتند ، اما آنان كه اهل علمند به طلب علوم اشتغال مىنمايند تا چندان كه استعداد اين راه يافتن حاصل كنند . پس به حسب قابليت خود راه مىيابند و اكثر چنان است كه باز همان علم سدّ راه ايشان مىشود و چنان مشغوف اصطلاحات و جمع مسائل و بحث و طلب « 3 » غلبه بر اقران و امتياز و ميل جاه مىشوند كه مثل نعمت خواران جاهل مىگردند . چه اينها نيز از جمله نعمتهاى اين
--> ( 1 ) . مج : چرا آوردن و چرا بيرون شدن : ( 2 ) . شرح تعرف ، ج 3 ، ص 98 . عوالى اللئالى ، ج 4 ، ص 73 . المبدأ و المعاد ، ص 427 . علم اليقين ، ص 890 . ( 3 ) . مج : طلب اقران .