محمد بن محمود دهدار شيرازى

32

رسائل دهدار ( فارسى )

قرار داده و در آن به محل اشتراك و اختلاف حكما و عرفا در باب وجود و وحدت آن ، در وجود عام و خاص و افراد موجودات دانسته و آراى ايشان را نقل كرده ، تنقيد و بررسى فرموده‌اند و در اين راستا از ابو الحسن بصرى ، مير سيد شريف جرجانى ، محقق طوسى ، صدر الدين قونوى و ملا جلال الدين دوانى و نامهء خواجه طوسى در جواب مرقومهء صدر قونوى ياد كرده است . در رقيقهء سوم انديشه متكلمين را در ارتباط با « وجود » با نقل آراى آنها از كتب ايشان تبيين فرموده‌اند . از مير سيد شريف ، علاء الدوله سمنانى ، ابن عربى ، استاد خويش ( ؟ ) ، محمد گيسود راز نقل قول و ياد مىنمايد . و در اثناى آن كلامى سامى را در وقت وجود بدين عبارت از استاد خويش ( ؟ ) مىآورد : اين لاشىء از استاد خود - مدّ ظلّه - شنيده كه فرمودند كه مدتى مديد بر مشرب اهل وحدت وجود بودم تا به خدمت بزرگى رسيدم و يافتم كه اصل از آن بالاتر است و اين مرتبه وجود به يك درجه تحت مشرب اصل است كه مشرب محمدى ( ص ) است . و نيز در اين رقيقه ، تكفير عالمانى چند مر حضرت شيخ عارف محى الدين عربى را بر محملى صحيح استوار ساخته است . رقيقهء چهارم : در اين رقيقه با عطف به رقيقهء سابق ، وحدت وجود را در انديشهء حضرت صدر قونوى كه از شيعيان فكرى محى الدين است ، بررسى فرموده‌اند و در راستاى كلام صدر قونوى ، عبارتى را از رسالهء الدرّة الفاخرة جناب جامى و عنقاء مغرب و فتوحات مكيه ابن عربى و كلامى از جناب شاه نعمت اللّه ولى - رضوان اللّه تعالى عليهم - منقول ساخته و الحق در باب وحدت وجود ، داد سخن داده‌اند . رقيقهء پنجم را نيز در تلويح بر بعضى مقدمات كه مشعر بر مذهب اهل وحدت است ، قرار داده‌اند و در آن « وجود » را خاص حق اوّل - تعالى شأنه - و « نمود » را متعلّق به ما سواى او مىدانند . و مراد از اينكه اعيان ثابته رايحهء وجود را استشمام نمىفرمايند ، را تبيين مىسازند و در اثناى آن از ابن عربى و جنيد بغدادى - قدس اللّه تعالى سرهما - ياد نموده ، سنت و سيرت انسانى هر شخص انسان را در