محمد بن محمود دهدار شيرازى

14

رسائل دهدار ( فارسى )

فقط به درّ يتيم و حرف الف به عنوان رمز صورت انسانى [ - الف انسانيت ، مصحح رسايل ] اشاره مىكنيم كه از معرفت مراتب نفس تا مرتبهء انسان كيهانى يا عالم اكبر بحث مىكند . در اين اثر آمده است : « بدان كه حقيقت انسان ، حقيقت محمّديه است . بنابراين ، من با تفسير دو سوره شروع خواهم كرد كه نخستين آنها سورهء الضحى ، أ لم يجدك يتيما فآوى است . عرفان اسماعيلى معناى باطنى زكات را به عنوان بخشش عرفان به كسى كه لياقت داشته باشد ، بر اين تفسير اين سوره بنا مىكند ، و فتوت اسماعيلى پشتوانهء اين مفهوم قرار مىگيرد . بدين ترتيب ملاحظه مىشود كه طنينهاى بسيارى به گوش مىرسد . پايان كلام هانرى كربن . حال در اين مقام به نقل ترجمه حال « پدر » از حاشيهء كاروان هند مىپردازيم . وى ابو محمّد ، محمود دهدار « عيانى » است . و تقى اوحدى گويد : مولد و مضجعش خاك شيراز است و وى به غايت در رياضيات خصوص اعداد و اخواتش رياضت كشيده بود و ذوق تصوّف عالى داشت ، و كلام صوفيانه را اكثر مطالعه نموده بود ، [ به ] اصطلاحات طبقه در رسيده بود و قريب به آن شده بود كه بالكليه از موهومات بگذرد ، و ارادت تام به خدمت بابا رجب فضله‌نوش بالكتى داشت و او مجذوبى و اصل بوده و از قيود ظاهر و باطن درگذشته ، مىگفت : اگر ارادت تو نسبت به من از صميم قلب است ، تو نيز اقتدا به من كن و الّا آزار من مده و برو كلّه بيار ، لهذا هر روز به معذرت تقصير تابعيت كلّه‌اى به دست خود خريده پيش او مىبرد و كله بر زمين مىگذاشت ، و مع هذا با علماى ظاهرى و باطنى در گلستان سر كلّه مىزد . چند رسالهء نظم و نثر ازو نزد بنده است ، از جمله حل الرموز و نظم شرح الكنوز و آثار الأطوار از او است : ( هشتاد بيت ) : غرض از عشق تجلّاى وجود ازلست * لايزال آمده عشق و صفتش لم‌يزلست * انوار تجليات از طور وجود * اجزاى وجود عالم غيب و شهود از حلّ الرموز :