مير حسين بن معين الدين ميبدى يزدى

18

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى )

تا باطن ما ز فيض معمور شود * از باطن اهل فقر همّت طلبيم س : آئينهء ذات حقّ چو درويشانند * از هر جهتى قبلهء ما ايشانند فكرم نرسد بگرد ايشان هرگز * زان‌رو كه بسى بزرگ و عالىشانند * * * و كلّ لهم سؤل و دين و مذهب * و وصلكم سؤلى و دينى هواكم و أنتم من الدّنيا مرادى و همّتى * مناى « 1 » مناكم و اختيارى رضاكم تو از موسى فاضل‌تر نخواهى بود ، ببين كه او را با خضر چه صورتها رو نمود . گفته‌اند پيش علما محافظت زبان بايد كرد و پيش سلاطين محافظت چشم و پيش اوليا محافظت دل . اگر ايشان ميل مال كنند ، براى راحت فقراست و كار مخصوص به ايشان « 2 » ، خواه كج باشد و خواه راست . رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ « 3 » وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ « 4 » . گاهى كه آب بقوّت از چشمه جوشد و كاهى برو افتد ، آب كى گذارد كه كاه به چشمه راه يابد ؟ نور يقين به مثابهء آن آبست و دل عارف به مثابهء چشمه و دنيا به‌منزلهء كاه . با امام احمد غزّالى « 5 » گفتند : « تو خود را درويش پندارى و چند طويله اسب و استر دارى ؟ » فرمود : « من ميخ طويله در گل زده‌ام ، نه در دل . » « إنّ اللّه لا ينظر إلى صوركم و لا إلى أعمالكم و لكن ينظر إلى قلوبكم و نيّاتكم « 6 » . » القصّة بطولها ، نفى درويشان جهالت صرف و ضلالت محض است ، اگر مىدانى ؛ و كسى را ازين چه نقصان ، تو از كمال خود بازمىمانى . ليكن چون ملحد به صورت موحّد برمىآيد و زنديق به هيئت « 7 » صدّيق مىنمايد ، تمييز ميان اين طوايف مشكل است و طالبان صادق را ازين تمييز خون در دل است .

--> ( 1 ) . B : منالى . ( 2 ) . D : مخصوص باشد . ( 3 ) . النّور : 37 . ( 4 ) . البقرة : 3 ؛ الأنفال : 3 ؛ الحجّ : 35 ؛ القصص : 54 ؛ السّجدة : 16 ؛ الشّورى : 38 . ( 5 ) . CG : + قدس سره . ( 6 ) . الجامع الصّغير : 1832 . ( 7 ) . D : به صورت .