مير حسين بن معين الدين ميبدى يزدى

3

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى )

امامت ، جمشيد سرير كرامت ، واقف معارج لاهوت ، عارف مدارج ناسوت ، منبع عيون مشاهده ، مجمع فنون مجاهده ، مظهر « 1 » انوار فتوّت ، مصدر آثار مروّت ، فاتحهء كتاب ولايت ، خاتمهء مصحف وصايت ، عنوان صحيفهء عنايت « 2 » ، ديباجهء رسالهء هدايت ، مركز دايرهء سيادت ، قطب فلك سعادت ، شمع لگن فصاحت ، سرو چمن صباحت ، نمك خوان ملاحت ، قمر سماء سماحت ، قاضى محكمهء قضا و قدر ، صاحب راز حضرت سيّد البشر ، آئينهء اسما و صفات الهى ، لايق مرتبهء خلافت و شاهى ، منصوص بنصّ « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » « 3 » ، مخصوص بفصّ « ما انتجيته و لكنّ اللّه انتجاه » « 4 » ، آنكه هر فقره از ذو الفقار كلام او طبقه‌اى از طبقات فصحاى عرب را درهم شكست و سلسلهء واليان ولايت ولايت به نقطهء دل صاحب هدايت او پيوست . س : قنبرش را چون سواد الوجه فى الدّارين هست * نور مىگيرد « 5 » مدام از روى قنبر آفتاب لا فتى إلّا على در سينهء خود كرد نقش * ورنه از بهر چه مىبينم فتا در آفتاب « 6 » چون شود صوفى صفت صافى ز غير مهر او « 7 » * خرقهء ازرق كند از چرخ در بر آفتاب در قيامت چون رساند شربت كوثر بخلق * جام گردد بر كنار حوض كوثر آفتاب گر مثالى از رخش خواهم كه سازم آشكار * در خيال من شود هردم مصوّر آفتاب

--> ( 1 ) . F : - مظهر . ( 2 ) . F : غلايت . ( 3 ) . ترمذى : 3646 . ( 4 ) . D : انجاه ، F : اجتباه . - - ترمذى : 3660 . ( 5 ) . D : مىگردد . ( 6 ) . EF : + ورنه [ F : ارنه ] جاى آن فتى اندر دل بيضا بدى / * آب گشتى از خجالت پاى تا سر آفتاب . ( 7 ) . DF : مهر غير او .