مير حسين بن معين الدين ميبدى يزدى

58

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى )

منكشف باشد ، خواه مبدأ انكشاف ذات باشد يا صفتى زايد بر ذات ؛ و درين مسلك ، چنانچه مىتوان گفت صفات خدا عين ذاتست ، مىتوان گفت غير ذاتست باعتبار مفهوم ، و مىتوان گفت كه نه عين ذاتست و نه غير ذات . و شيخ داود « 1 » قيصرى در شرح فصوص گويد : علم حق‌ّتعالى بذات او عين ذاتست و علم او بعالم صور اشياست درو ، خواه كلّى و خواه جزئى « 2 » : لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ « 3 » . و اگر ذات محلّ امور متكثّره باشد ، محذور نيست ؛ چه اشيا عين حقّند باعتبار وجود و حقيقت و غيرند باعتبار تقيّد و تعيّن « 4 » ، پس در حقيقت حالّ و محلّ نيست ، بلكه « 5 » يك چيز به صورت حالّيّت و به صورت محلّيّت ظهور كرده و « نفس الأمر » كه محلّ حيرت علما و حكماست عبارت ازين علم محيط است و آنچه خواجه نصير الدّين طوسى گفته كه نفس الأمر صور « 6 » علميّهء عقل فعّال « 7 » است ، هم راست است ؛ چه صور علميّهء او صور علميّهء حقّ است و ماهيّات و حقايق صور كلّيّهء اشياست در علم حقّ . و اگر گوئى عين اسماست ، هم راست باشد . و شيخ ابو على نيز بر آنست كه علم خدا بعالم حصولى است و شيخ شهاب الدّين در حكمت اشراق تصريح كرده كه حضوريست . و در تلويحات مىگويد : « ارسطو را بخواب ديدم و از حقيقت علم پرسيدم ، گفت : التّعقّل حضور الشّىء للذّات المجرّدة عن المادّة . » « 8 » و اين مشكل است در علم بمعدومات . و بعضى دفع اشكال به آن « 9 » كرده‌اند كه معدومات در عقول عاليه مرتسمند و عقول عاليه نزد حقّ حاضر « 10 » . فتح مشهور آنست كه حكما مىگويند « 11 » خدا عالم است بكلّيّات و بجزئيّات « 12 » بر وجه

--> ( 1 ) . F : - داود . ( 2 ) . E : جزوى . ( 3 ) . سبأ : 3 . ( 4 ) . G : تقييد و تعيين . ( 5 ) . BC : بل . ( 6 ) . C : صورت . ( 7 ) . A : نفس فعال ، B : عقل اول . ( 8 ) . تلويحات ، در : مصنّفات شيخ اشراق 1 : 71 . ( 9 ) . A : به اين . ( 10 ) . F : ظاهر . ( 11 ) . C : + كه . ( 12 ) . DE : به جزويات ، F : جزويات .