شمس الدين محمد تبادكانى طوسى
304
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )
مگر آنكه خير وى در آن بوده » . الدرجة الثالثة : أن تبلغ فى استدلالك البصيرة ، درجهء سيم « 1 » حكمت ، آن است كه در استدلال به نهايت مرتبهء عقل كامل برسى كه آن را بصيرت گويند ؛ « 2 » و بصيرت مر « 3 » دل را « 4 » به منزلهء بصر است مر چشم را ، و بينش وى را كشف 348 عقلى مىنامند . و فى إرشادك الحقيقة ، و در هر امرى كه ارشاد و راهنمايى كنى ، به حقيقت آن برسى و مساهله نكنى ؛ تا « 5 » اگر طالبى را كه « 6 » قابل بود به حق خوانى [ و ] پيش از ايصال « 7 » و ابلاغ به حقيقت ، توقف نفرمايى . و فى إشارتك الغاية . و در اشارت « 8 » خود به غايت برسى . و در لفظ « اشارت » اشارت است كه دست عبارت به ذيل غايت رسيده « 9 » نيست . پس رهنمايى « 10 » و دلالت به غايتى كه عين جمع احديت است ، جز به ايما و اشارت ميسّر نيست « و العاقل يكفيه الإشارة » . فصل صورت حكمت در « بدايات » معرفت عقايد ايمانى و اعمال اسلامى است . و در « ابواب » سياست قواى نفس به مقتضاى شرع . و در « معاملات » نفس را مطيع قلب داشتن در توجّه به حق و تنوّر به نور قدس . و در « اخلاق » اطمينان به معرفت فضائل و مفارقت رذايل . و در « اصول » « 11 » معرفت شرائط سلوك و موانع آن . و در « اوديه » معرفت « 12 » اشيا و
--> ( 1 ) . ع : + در . ( 2 ) . ع : مىگويند . ( 3 ) . ج : - مر . ( 4 ) . ع : - را . ( 5 ) . ج : و يا . ( 6 ) . ج : - را كه . ( 7 ) . ج : اتصال . ( 8 ) . ج : ايشارت . ( 9 ) . ع : نرسيده است . ( 10 ) . ع : راهنمايى . ( 11 ) . ع : - معرفت شرائط سلوك و موانع آن و در اوديه . ( 12 ) . ع : معرفه .