شمس الدين محمد تبادكانى طوسى
275
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )
مضلّة » . و در اين مقام وارد است دعاى حضرت رسالت پناه « 1 » صلّى اللّه عليه و سلّم « 2 » كه فرموده است كه : درمىخواهم از حضرت « 3 » تو شوقى و آرزومنديى « 4 » به مشاهدهء جمال و معاينه وصال تو ، كه با وجود اين درجه از ضرّاء « 5 » مضرّه - كه انسلاب 316 عقل است - و از فتنهء مضلّه كه انحلال قيد علم است ، مأمون و مصون دارى . الدّرجة الثالثة : أنس اضمحلال فى شهود الحضرة ؛ درجهء سيم ، انس است به اضمحلال و متلاشى شدن رسم وجود در شهود حضرت مشهود به تجلّى احديّت ذات . لا يعبّر « 6 » عن عينه ، از عين و حقيقت وى امكان تعبير نيست ؛ چه عبارت از شأن عقل است و عقل را مجال شرح و تقرير نيست . و لا يشار إلى حدّه ، و لا يوقف على كنهه . و حدّ و غايت از « 7 » وى اشارتپذير نيست ، و هيچكس را در ادراك كنه وى مجال تصوّر « 8 » و تصوير نيست ؛ چه اشارت در مشار اليه نامحدود در غايت سرگردانى است ، و صاحب وقوف سرّ ، در معرفت كنه ذات وى متلاشى و فانى . « لا يعرف اللّه إلّا اللّه » مسألهء متّفق عليها است . فصل صورت انس در « بدايات » انس به طاعت ، و وحشت از معصيت است . و در « ابواب » لذّت از بواعث خيرات و كراهت از دواعى جريمات . و در « معاملات » توطين 317 نفس بر آن ،
--> ( 1 ) . ج : - پناه . ( 2 ) . ع : ص . ( 3 ) . ع : - حضرت . ( 4 ) . ع : آرزومندى . ( 5 ) . ع : ضرّاى . ( 6 ) . ج : يعين . ( 7 ) . ج : - از . ( 8 ) . ج : - تصوّر و .