شمس الدين محمد تبادكانى طوسى
267
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )
و الصّعود عن الرّجاء إلى ميدان البسط ، و برآمدن است « 1 » از نشيب رجا كه مقام نفس است به ارتفاع بقاع « 2 » بسط ، كه حال كمال دل است . و التّرقي عن السّرور إلى ميدان المشاهدة . و ترقى كردن است از سرور و روح حالى كه صفت قلب است ، به سرير مشاهده كه مقام سلطان سرّ است . و از اينجا است كه گفتهاند : دل در مقام خوف و رجا ميان لمّتى ملك و شيطان است ، و در مقام قبض و بسط بين إصبعين من أصابع الرحمن است . 310 قبض اصل و روح خوف است ، و بسط اصل و روح رجا است ، و مشاهده سرير سرّ سرور است ؛ و آدابى كه در درجهء اوّل ملحوظ بود اينجا نيز « 3 » منظور است . و « 4 » الدرجة الثالثة : معرفة الأدب ، درجهء سيم ، معرفت ادب است ؛ يعنى اطلاع بر معرفت ادب در درجهء سيم است كه مقام مشاهده است . از آن جهت كه معرفت ادب به قدر معرفت « 5 » مرتبه قرب بود ، « 6 » و در اين درجه كمال قرب و رفع حجبى است كه در دو درجهء اوّل نيست . پس به تعريف الهى در اين درجه ، بر كمال در هر مقامى از مقامات اطلاع يابد . ثمّ الغنى عن التأدّب « 7 » بتأديب الحقّ ، بعد از آن غنا است از اكتساب تأدّب به نفس خود ، به مشاهدهء تأديب حق ، و غيبت از نفس خود و « 8 » تأدّب خود ، و خلاص شدن از علّت ادب ، به « 9 » فناى « 10 » ادب در مؤدّب حقيقى . ثمّ الخلاص من أعباء « 11 » الأدب . و « 12 » باز ، خلاص شدن از اعبا 311 « 13 » و أثقال اثبات و نفى ادب به فناى « 14 » رسوم در
--> ( 1 ) . ج : از نيست . ( 2 ) . ج : بغاع . ( 3 ) . ع : - نيز . ( 4 ) . ع : - و . ( 5 ) . ج : - معرفت . ( 6 ) . ع : و قدر است . ( 7 ) . ج : التأديب . ( 8 ) . ع : - و تأدّب خود . ( 9 ) . ج : - به . ( 10 ) . ج : بقاى . ( 11 ) . ع : اعيال . ( 12 ) . ع : - و . ( 13 ) . ع : اعيال . ( 14 ) . ع : بفناء .