شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

178

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

خويش را بر تيغ حكمش مىزنى * اين چه استمها كه بر « 1 » خود مىكنى و لا طلبا للمثوبة فيكون مسترقّا « 2 » للاجرة ، و « 3 » تعظيم امر و نهى از بهر طلب ثواب و اجر نكند كه اجير و « 4 » مزدور باشد . و اجير بنده مىگرداند خود را در مدّت اجارت از براى اجرى « 5 » خود . و « استرقاق » « 6 » بنده گرفتن را گويند . پس بندهء « 7 » اجر و مزد خود بود نه بندهء سيد خود . به خلاف بندهء مخلص محبّ كه بندگى را گردن نهاده ، و خدمت از جهت استحقاق سيّد مىكند . و غلبهء محبت ، كلفت خدمت را از وى برداشته . اگر مىنوازند و اگر مىگدازند ، سر نياز از آستان خدمت برنمىدارد . شعر زين‌سان كه من به عشق تو اى جان مسخّرم * هر دوجهان اگر به يكى جو خرم ، خرم چون نيستم گداى درت از پى درم * اى شه مران به خوارى و « 8 » زارى از اين درم و لا شاهدا « 9 » للجدّ فيكون « 10 » متديّنا لا بالمراءاة « 11 » . و جدّ و جهدى « 12 » كه از وى صادر مىشود و بدان موفّق مىگردد ، مشاهدهء آن نكند ، و خود را در آن مدخل نداند ، و آن را در نجات « 13 » مؤثر ندارد ؛ كه نظر بر غير داشتن ، دين ارباب ريا است . و بدترين « 14 » اغيار ، نفس است . و عطف « لا شاهدا » بر « لا طلبا » « 15 » مىشايد كه عطف حال بر مفعول له باشد ؛ و اين ممتنع نيست . و مىشايد كه « لا طلبا » و « لا خوفا » نيز حال بود ؛ به « 16 » معنى لا طالبا و

--> ( 1 ) . ج : با . ( 2 ) . ج : مسترفا . ( 3 ) . ج : + امرو . ( 4 ) . ج : - و . ( 5 ) . ع : اجرت . ( 6 ) . ج : استرقات . ( 7 ) . ع : هندوى . ( 8 ) . ج : - و . ( 9 ) . ج : شاهد . ( 10 ) . ع : - فيكون . ( 11 ) . ع : للمرايات . ( 12 ) . ج : جهد . ( 13 ) . ج : - نجات ( جاى آن در نسخه نانوشته است ) . ( 14 ) . ج : بتّرين . ( 15 ) . ع : طالبا . ( 16 ) . ع : - به معنى لا طالبا و لا خائفا .