شمس الدين محمد تبادكانى طوسى
155
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )
« اوديه » تصفيهء باطن از ظلمت كون و تنوّر بصيرت به نور قدس . و در « احوال » اعراض از ما سواى محبوب و وحشت از غير مطلوب . و در « ولايات » وحشت از هرچه نام غيريّت بر وى افتد . و در « حقايق » رفع محاسن صفات از مزاحمت شهود ذات . و در « نهايات » نفى بقيّت به محو « 1 » رسم اثنينيّت . باب الورع قال اللّه تعالى : وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ « 2 » يعنى جامههاى خود را پاك دار به آنكه « 3 » كوتاه سازى تا از نجاست محفوظ ماند ، و از كبر و خيلا 194 كه نجاست باطنى است مصون باشد . و كوتاه داشتن جامه تا از اين دو محذور ايمن بود استقصا است در حذر ؛ و اين را ورع گويند . و كسى كه بر وى علامت صلاح بود « طاهر الثياب » گويند ؛ و آن را كه به خلاف اين بود « خبيث الثياب » گويند . الورع توقّ مستقصى على حذر ، أو تحرّج « 4 » على تعظيم . ورع ، احتراز بليغ است به استقصاى « 5 » تمام از چيزى كه حرام بود با « 6 » حذرى كامل كه ساير شبهات را شامل بود . تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها « 7 » اشارت به احتراز از شبهات است كه نزديك به حرام است يا تجرّح و تضيّقى « 8 » است بر نفس كه عمل به اولى و احوط كند ، و از عزيمت به رخصت نرود . « 9 » يا « 10 » تعظيم و حرمت امر و آمر ، نه بر سبيل كلفت و ناخواهانى ، بلكه به رغبت و ارادت . توقّى ، ورع در منهيّات است و تحرّج ، ورع در مأمورات . و هو آخر مقام الزّهد للعامّة ، و أوّل مقام الزهد للمريد .
--> ( 1 ) . ع : به حق ، ضبط نسخه ج ( بمحق اثنينيت ) است كه بدل آن در هامش به صورت ( بمحو رسم ) نوشته شده است . ( 2 ) . المدثر / 4 . ( 3 ) . ج : بهآنك . ( 4 ) . ع : نخرج . ( 5 ) . ع : + علم . ( 6 ) . ج : يا . ( 7 ) . البقرة / 187 . ( 8 ) . ع : تضئيقى . ( 9 ) . ج : بزود . ( 10 ) . ج : با .