شمس الدين محمد تبادكانى طوسى
151
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )
سكون عقل تا به نور قدس ، بصيرت 187 گردد . و در « احوال « 1 » » سكون سرّ به محبوب و انجذاب به مطلوب . و در « ولايات » سكون روح به انجذاب از تلوّن « 2 » به تمكّن . و در « حقايق » استقرار در اتصال به استمرار شهود . و در « نهايات » سكون با حق و قرار به فناى رسوم . باب الزهد قال اللّه تعالى : بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ « 3 » يعنى بقيهاى كه از استيفاى كيل و وزن بماند شما را بهتر « 4 » اگر هستيد شما گرويدگان . « 5 » و از اينجا اشارت مىشود به آنكه باقى مر شما را بهتر از فانى ، پس فانى را به « 6 » اميد باقى بمانيد . « 7 » « 8 » و زهد همين « 9 » است . الزّهد إسقاط الرّغبة عن الشّيء بالكلّيّة ؛ زهد ، ساقط گردانيدن رغبت است از چيزى بر وجه كلّى كه به هيچ نوع مايل آن نباشد . « و عن الشيء » جار و « 10 » مجرور ، راجع به « اسقاط » بود نه به « رغبت » و الّا معنى « 11 » منعكس بود . و هو للعامّة قربة ، و اين زهد عوام را تقرّب است به حق و ثواب و جزا ؛ چه عوام به تعلّقات دنيا مبتلااند و ترك آن سبب قرب است به درگاه حق . و چون همت انسان مايل جنّت است ، ثواب و جزا نيز ملحوظ ايشان است . و الّا لفظ « 12 » « قربت » « 13 » دلالت صريح « 14 » بر جزا و ثواب جنّت « 15 » ندارد چنان كه « 16 » بعضى تصريح كردهاند . و للمريد ضرورة ،
--> ( 1 ) . ج : احول . ( 2 ) . ع : تلوين . ( 3 ) . هود / 86 . ( 4 ) . ج : + كه . ( 5 ) . ج : گرويذكان . ( 6 ) . ع : بر اميد . ( 7 ) . ع : ما نشد . ( 8 ) . بمانيد - در معناى متعدى آن است يعنى رها كنيد ، واگذاريد . ( 9 ) . در نسخه ج به صورت ( هم اين است ) ثبت شده كه در حاشيه بدل آن به صورت ( همين است ) آمده است . ( 10 ) . ع : - و . ( 11 ) . ع : بمعنى . ( 12 ) . ج : نفظ . ( 13 ) . ج : قريب . ( 14 ) . ع : صحيح . ( 15 ) . ج : حمت ؛ حاشيه ج : جنّت . ( 16 ) . ج : چنانچه .