شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

128

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

و من الحظوظ إلى التجريد . و از حظوظ « 1 » و اغراض « 2 » نفس به تجريد و تخلّص « 3 » از آفات و علل آن . و فرار خاصّة ممّا دون الحقّ إلى الحقّ ، و فرار خاص الخاص گريختن است از ما سواى حق در حق . ثمّ من شهود الفرار إلى الحقّ ، باز ، گريختن است از ديدن فرار در حق . ثمّ الفرار من الفرار إلى الحقّ . باز ، گريختن از فرار ؛ يعنى از آنكه وى را « 4 » وجودى هست كه از وى فرارى « 5 » متصوّر « 6 » بود ، و اين به محض موهبت است ؛ كه « 7 » اگر كسب را در اين ، مدخل بودى باعث وجود و « 8 » تلوينى « 9 » ديگر بودى . فصل فرار در « بدايات » از چيزى است كه از طاعت باز دارد و به معصيت كشد . و در « ابواب » از دواعى هوا و « 10 » ميل به دنيا . و در « معاملات » از اغراض نفس و هرچه از حق مشغول گرداند . و در « اخلاق » از هرچه مانع مروّت و دافع فتوّت بود . و در « اصول » از هرچه سبب فترت و سوء « 11 » ادب بود . و در « اوديه » از هرچه منافى علوّ همّت بود . « 12 » و در « احوال » از ديدن كسب و عمل ، و فرود آمدن به مرتبه‌اى 151 . و در « ولايات » از بقاياى هستى . و در « حقايق » از كثرت تجلّيّات اسمائى . و در « نهايات » از رؤيت فرار .

--> ( 1 ) . ج : خطوط . ( 2 ) . ج : اعراض . ( 3 ) . ج : - و تخلّص . ( 4 ) . ج : وى را . ( 5 ) . ج : فرار . ( 6 ) . ع : مقصود . ( 7 ) . ع : - كه . ( 8 ) . ع : - و . ( 9 ) . ع : تلوين . ( 10 ) . ج : - و . ( 11 ) . ج : سوئ . ( 12 ) . ع : - و در اوديه از هرچه منافى علوّ همّت بود .