شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

124

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

و اين عبارت اشارت است به آنكه اعتصام باللّه « 1 » به شهود حق و فناى ما سوا است ؛ كه در حين « 2 » شهود است ؛ كه ما سوا موهوم و ناموجود مىنمايد . و الاعتصام على ثلاث « 3 » درجات : اعتصام بر سه درجه است : اعتصام العامّة بالخبر ، استسلاما « 4 » و إذعانا بتصديق الوعد و الوعيد ، درجهء اول ، اعتصام عوام است به خبر كتاب و سنت از روى فرمان‌بردارى و گردن نهادن احكام با تصديق وعدهء ثواب و وعيد ، از عتاب « 5 » و عقاب ؛ كه مورث رجا و خوف است . و تعظيم الأمر و النهي ، و با تعظيم امر و نهى به امتثال اوامر و انتها « 6 » از مناهى و انقياد و خشوع . و تأسيس المعاملة « 7 » على اليقين و الإنصاف ؛ و با « 8 » اساس و بنياد نهادن معاملات بر يقين كه شايبهء شك در او نبود . و انصاف با حقّ آن است كه چون عظمت و جلال خاصّهء حقّ است و تواضع و تذلّل خاصّهء بنده ؛ بايد كه « 9 » بنده در مقام خود ثابت بود و به كار حق مدخل نكند . و انصاف با خلق آنكه به نفع ايشان طمع نكند ، و ضرر خود از ايشان باز دارد ، و در مال و عرض 149 ايشان طمع نكند . و هو الاعتصام بحبل اللّه . و اين مرتبهء اعتصام بحبل اللّه است « 10 » كه به رابطهء اعمال به حق رسند . « 11 » و اعتصام الخاصّة بالانقطاع « 12 » ؛ و هو صون الإرادة قبضا ، و اعتصام خاصه كه مرتبهء دوم « 13 » است به انقطاع از اغيار است كه آن نگاه داشتن

--> ( 1 ) . ج : با اللّه . ( 2 ) . ج : عين . ( 3 ) . ج : ثلاثة . ( 4 ) . ج : استسلام . ( 5 ) . ع : - عتاب . ( 6 ) . ع : انتهاى . ( 7 ) . ج : المعاملته . ( 8 ) . ع : - با . ( 9 ) . ج - بايد كه . ( 10 ) . ع : - است . ( 11 ) . ج : مىرسد . ( 12 ) . ج : با الانقطاع . ( 13 ) . ع : دويم .